برگردان به زبان ساده
سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد
خوشم که دیگرم آبی بجوی باز آمد
هوش مصنوعی: اگرچه در روز وصال، اشک شوقی ز چشمانم ریخت و این لحظه برایم دردآور بود، اما خوشحالم که دیگر به دنبال آب و آرامش نخواهم بود.
بکعبه هر که ز بهر سجود شد ز درت
سری بسنگ زد آخر بعجز باز آمد
هوش مصنوعی: هر کسی که برای سجده و عبودیت به خانه خدا میرود، اگر از در تو (پروردگار) به سنگ بزند و ناامید برگردد، نشاندهنده ناتوانی اوست.
اگر چه عشق نخست از مجاز میخیزد
حقیقت همه عالم درین مجاز آمد
هوش مصنوعی: عشق در ابتدا از ظواهر و ظاهرسازیها آغاز میشود، اما در واقع تمامی حقیقتهای موجود در این ظواهر نهفته است.
چو با تو شمع بدعوی زبان کشد ترسم
که سر بباد دهد چون زبان دراز آمد
هوش مصنوعی: وقتی که به تو اقرار کنم، میترسم که این راز را به باد دهد، مانند شمعی که در حال افشا شدن است.
دل رقیب چه سوزد ز آه من چه عجب
که سنگ خاره از این شعله در گداز آمد
هوش مصنوعی: دلِ رقیب چقدر از درد و اندوه من میسوزد، جای تعجب نیست که حتی سنگ سخت نیز از این آتش احساسی ذوب شده است.
سر نیاز بپای تو سرو ناز نهاد
چو ناز در تو نگنجید در نیاز آمد
هوش مصنوعی: سر نیاز به پای تو گذاشتم و چون ناز تو را در خود جا نمیداد، به نیاز و درخواست آمدم.
بسوخت اهلی و یار از درش درون نامد
کنون که نیز در آمد بخشم و ناز آمد
هوش مصنوعی: دوست و معشوقم از خانه خارج شده و دیگر به سمت من نیامده است. حالا که دوباره به یادش افتادهام، بیتاب و دلنواز به سویش میروم.