برگردان به زبان ساده
بر مرگ رقیبان تو خرم نتوان بود
دلشاد بمرگ همه عالم نتوان بود
هوش مصنوعی: نمیتوان به خوشحالی از مرگ رقیبان تو دست یافت، زیرا نمیتوان از مرگ همه انسانها شاد بود.
بی سلسله اینست پریشانی زلفت
ز آشفتگی زلف تو درهم نتوان بود
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که وضعیت آشفته و درهمریخته زلفهای تو، نمادی از بینظمی و پریشانی است. در واقع، نشان میدهد که زیبایی و دلربایی زلفهای تو نیز نمیتواند از این آشفتگی رهایی یابد و به نوعی به هم گرهخوردهاند.
در خلد برین با همه اسباب فراغت
بالله که بی روی تو یکدم نتوان بود
هوش مصنوعی: در بهشت با تمام امکانات و آسایشها، به خدا قسم که بدون دیدن روی تو حتی لحظهای نمیتوانم آرامش داشته باشم.
گفتم که چه مجنون ننهم دل به ملامت
گر عشق چنین است چنان هم نتوان بود
هوش مصنوعی: گفتم که چرا باید دل خود را به سرزنش بسپارم، اگر عشق اینگونه است، پس نمیتوان به دیگرگونه زندگی کرد.
اهلی ز سگ کوی تو بتان مردمی آموخت
بی خدمت این طایفه آدم نتوان بود
هوش مصنوعی: اهلی از سگهای کوی تو، درس انسانیت را به بتان آموخت. بدون خدمت به این گروه، نمیتوان انسانی واقعی بود.