برگردان به زبان ساده
مرا حیات ابد از لبت هوس باشد
که می گر آب حیات است یک نفس باشد
هوش مصنوعی: حیات جاودان من تنها به لطف توست، چرا که یک لحظه از لبهای تو به اندازه آب حیات ارزشمند است.
بزیر تیغ تو ای شوخ در صف عشاق
کسی که پیش نیامد همیشه پس باشد
هوش مصنوعی: ای شیرینزبان، تو که همه عاشقان را تحت تأثیر خود قرار دادهای، هر کس که نتواند خود را به تو نزدیک کند، همواره در پسزمینه خواهد ماند.
تو آفتابی و با ذره کی شوی نزدیک
مرا ز دور همین دیدن تو بس باشد
هوش مصنوعی: تو مانند آفتابی و چطور ممکن است که با یک ذره نزدیک من شوی؟ همین که تو را از دور میبینم، برای من کافی است.
دلم به سینه صد چاک بی تو محزون است
حزین بود دل مرغی که در قفس باشد
هوش مصنوعی: دل من از نبود تو بسیار پریشان است، مانند دلی که یک پرنده در قفس رو به ناامیدی دارد.
ببخش ساقی اگر جرعه یی دهد دستت
که غایت کرم است آنچه دسترس باشد
هوش مصنوعی: ساقی عزیز، اگر کمی از شراب به دستت دهم، این بزرگترین لطف و generosity من است، زیرا تنها همین مقدار در دسترس من است.
بغیر پیر مغان از که التماس کنم
که بی طلب ندهد آنچه ملتمس باشد
هوش مصنوعی: جز از پیر مغان، از کسی کمک نمیطلبم، چرا که اوست که بیهیچ خواستهای، آنچه را که نیاز دارم به من خواهد داد.
بکوی دوست ز طوفان گریه اهلی
کسی نماند و گر ماند تا چه کس باشد
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و دوستی، به قدری ناراحتی و اندوه وجود دارد که گویی هیچ کسی توان تحمل آن را ندارد، و اگر هم کسی باقی مانده باشد، معلوم نیست که او چه کسی است.