برگردان به زبان ساده
نصیب کوهکن از وصل دوست چون باشد
که سنگ تفرقه اش کوه بیستون باشد
هوش مصنوعی: کوهکن که عاشق و دلبسته است، چه نتیجهای از وصال محبوبش به دست میآورد، در حالی که سنگ جداییاش بسیار بزرگ و سخت مثل کوه بیستون است.
ننالم از تو گرم جای لطف قهر کنی
که بر من این ستم از بخت واژگون باشد
هوش مصنوعی: من از تو شکایت نمیکنم، زیرا اگر بخواهی به من لطف کنی و رفتار قهرآمیز داشته باشی، این ستم بر من از بدی سرنوشت ناشی میشود.
کجا ز شوق وصالت سخن کنم با کس
گرم نه سرزنش از تهمت جنون باشد
هوش مصنوعی: کجا میتوانم از شوق دیدارت با کسی صحبت کنم؟ نه ترسی از سرزنش دارم و نه نگران تهمتهای دیوانگی.
مراد من بده و با رقیب هم منشین
که درد رشک ز نومیدی ام فزون باشد
هوش مصنوعی: من از تو میخواهم که به من محبت کنی و به دنبال رقیب نرو، چون حسرت و درد حسادت در من بیشتر میشود.
تو آب خضری و لب تشنه چون زید بی تو
وگر زید مگر از گریه غرق خون باشد
هوش مصنوعی: تو مانند آبی زلالی و من در حسرت شادابیات مانند زید هستم؛ فقط اگر زید به یاد تو اشک نریزد و غمگین نباشد، چه بر عکس، او در غم تو غرق در اشک و غم است.
کسیکه روی تو دید و نشست با تو دمی
تو خود بگو که دگر بی رخ تو چون باشد
هوش مصنوعی: آن کسی که لحظهای روی تو را دید و در کنار تو نشست، تو خود بگو بعد از این که دیگر چهره تو را نبیند، حالش چگونه خواهد بود؟
پر است ساغر چشمم ز خون دل اهلی
اگرچه کاسه درویش سرنگون باشد
هوش مصنوعی: چشم من از غم و درد پر شده است، حتی اگر فنجان درویش بر زمین بیفتد.