برگردان به زبان ساده
صیدِ آن شوخم که هرگه بزم عشرت مینهد
زلف بر رخ میگشاید دام صحبت مینهد
هوش مصنوعی: من به دنبال شکار آن کسی هستم که هر بار که به جشن و شادی میآید، زلفش را بر چهرهاش میریزد و با صحبت خود دام عشق را به زبان میآورد.
آفتاب من که میل کس ندارد ذرهای
گرم مهری گر نماید داغ حسرت مینهد
هوش مصنوعی: خورشید من که هیچکس را به خود جلب نمیکند، اگر هم کمی از محبتش را نشان دهد، تنها حسرتی بر دل میگذارد.
بر خسان گل میفشاند از گلستانش صبا
دره اهل محبت خار محنت مینهد
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی از باغی که پر از گل است، بر افرادی که ضعیف و بیچاره هستند، گل میپاشد و بر دلهای اهل محبت، سختیها و مشکلات را میگذارد.
پا به چشمم کی نهد با این همه خار مژه
او که بر برگ گل تر پا به زحمت مینهد
هوش مصنوعی: کسی که با این چشمان زیبا و میخهای مژهاش مانند خار در میآید، چگونه میتواند پایش را به چشمان من بگذارد؟ حتی پا گذاشتن بر روی برگ گل هم برای او سخت است.
بار عشق او که کس را برگ کاهی تاب نیست
مینهد بر جان من صد کوه و منت مینهد
هوش مصنوعی: بار عشق او بسیار سنگین و طاقتفرساست، به طوری که هیچکس توان تحمل آن را ندارد. او این بار سنگین را بر دوش من میگذارد و به من صد کوه اضطراب و درد میدهد.
گر چو شمع آن ماهرویم داغِ پیشانی کشد
داغ جورش بر سر من تاج عزت مینهد
هوش مصنوعی: اگر زیبای ماهروی من مانند شمع در حال ذوب شدن باشد، همان داغی که بر پیشانیاش است، بر من تاج عزت میگذارد.
هرکجا اهلی نشان پای او بر خاک یافت
سر به جای پایش از روی محبت مینهد
هوش مصنوعی: هر جای که نشانی از او بر روی زمین ببینم، همواره با عشق سرم را به نشانه احترام بر زمین میگذارم.