برگردان به زبان ساده
چو دل بوصل نهم جور یار نگذارد
چو یار رحم کند روزگار نگذارد
هوش مصنوعی: وقتی دل به وصال یار میرسد، اما یار با بیمهری رفتار میکند، وقتی هم که یار رحم و محبت میکند، روزگار اجازه خوشحالی را نمیدهد.
کنار من فلک از گریه خون کند جیحون
که آرزوی دلم در کنار نگذارد
هوش مصنوعی: در کنار من، آسمان از شدت غم به حالتی رسیده که مانند یک رود خون گریه میکند، چرا که آرزوی من هیچگاه به واقعیت نمیپیوندد.
تو غنچه لب چو شکفتی ز دست من رفتی
چو گل شکفت کس اورا بخار نگذارد
هوش مصنوعی: وقتی که لبخند زدی و شکفتی، از دستان من رها شدی، مانند گلی که در bloom خود، کسی را بیخبر نمیگذارد.
سموم هجر تو خواهم که تشنه لب میرم
مگر برحمت خود کردگار نگذارد
هوش مصنوعی: من در آتش عشق تو میسوزم و با شوقِ دیدارت به دیار مرگ میروم، مگر اینکه خداوند با رحمتش مانع این سفر شود.
به بیقراری اهلی رقیب کرد قرار
ولی فلک همه بر یک قرار نگذارد
هوش مصنوعی: رقیب به خاطر بیقراری و ناآرامیاش نمیتواند آرامش بگیرد، اما سرنوشت و قدرتهای آسمانی هیچگاه همه را در یک وضعیت قرار نمیدهند.