برگردان به زبان ساده
گر بعد عمری یکنفس ما را نظر سویش بود
کی را مجال یک نظر از تندی خویش بود
هوش مصنوعی: اگر بعد از سالها، یک لحظه نگاهش به ما بیفتد، باید دید که آیا فرصتی برای یک بار نگاه کردن از شدت رفتار سختش وجود دارد یا نه.
مژگان پرخون عاشقش گل را چه بیند کز جگر
چون ارغوان پَرگالهای بر هر سر مویش بود
هوش مصنوعی: چشمان زیبای عاشق او به گل چه توجهی دارد، در حالی که از دلش مانند گل ارغوان، رنگ خون جاری است و بر هر یک از موهایش زیبایی خاصی دارد.
آن گلشن خوبی که در نگشود بر باد صبا
گویا نمیخواهد که کس آسوده از بویش بود
هوش مصنوعی: در باغی که بوی خوش آن بر باد میوزد، به نظر میرسد که این گلها تمایلی به پخش شدن عطرشان ندارند و نمیخواهند کسی از زیبایی و خوشبو بودنشان بهرهمند شود.
لاف محبت چون زنم چون ننگ ناید از منش
آنکس که گر خواند سگم ننگ از سگ کویش بود
هوش مصنوعی: وقتی که از عشق و محبت صحبت میکنم، بر من عیب و ننگی نیست. چرا که اگر کسی مرا به سگی تشبیه کند، این ننگ به خود او برمیگردد و نشاندهندهی شخصیت اوست.
یارب ببینم ساعتی کان آفتاب نیکویان
از اوجِ ناز آید فرو میلی بدین سویش بود
هوش مصنوعی: خدایا، کاش یک لحظه ببینم که آن خورشید زیبای نیکوکاران از اوج شکوه و زیباییاش پایین بیاید و به سمت من تمایل نشان دهد.
من پیر عاشق پیشهام جور جوانان خوش کشم
کانکس که نیکو روی شد کی نیکی خویَش بود
هوش مصنوعی: من فردی سالخورده و تجربهدیده در عشق هستم که برای جوانان زیبا تلاش میکنم، چون که میدانم زیبایی ظاهر آنها به خودی خود نشانی از خوبی و درستی نیست.
دوری نباشد گر کند جان در سر و کار نظر
اهلی که خصم جان او چشم بلاجویش بود
هوش مصنوعی: اگر در زندگی کسی که مورد توجه و دوست داشتن ماست، دوری وجود نداشته باشد، حتی اگر درد و رنجی هم برای او پیش بیاید، باز هم قلب ما آرامش خواهد داشت. زیرا که دشمنی برای جان او وجود دارد که به دنبال آسیب رساندن به اوست.