برگردان به زبان ساده
کی از لعل تو جان من بیک دیدن بیاساید
بیا لب بر لب من نه که جان من بیاساید
هوش مصنوعی: کی از لبخند تو، جان من با یک بار دیدن آرام میگیرد؟ بیا و لبهای خود را بر لبهای من بگذار، که جان من به آرامش برسد.
ترا کاین گلشن خوبی بود از رخ چه کم گردد
گر از نظاره مسکینی ازین گلشن بیاساید
هوش مصنوعی: اگر مسکینی از این گلشن زیبا دوری کند، آیا از زیبایی و شکوه آن کم میشود؟
تو در آسایش عیشی مدام از خرمن خوبی
بهل تا خوشه چینی هم ازین خرمن بیاساید
هوش مصنوعی: تو همیشه در کاستی و لذت هستی. کمی از ثمرات خوب ببر و از این خوشهها استفاده کن.
چو بخت سبزت ایشمشاد قد داد این سرافرازی
سزد کز سایه ات خلقی به پیرامن بیاساید
هوش مصنوعی: وقتی که سرنوشت خوب و خوشی برای تو پیش آمده است، این افتخار و سربلندی برای تو شایسته است که به واسطهی حضور تو، مردم در اطرافتان آرامش و آسایش پیدا کنند.
کنون کز عاشقی کارم همه عمرست خون خوردن
عجب گر جان من یکدم ز خون خوردن بیاساید
هوش مصنوعی: اکنون که عشق برای من به کاری تماموقت تبدیل شده است، عجیبی ندارد که از خون خوردن خسته شوم، اگر لحظهای جانم از این کار آسوده شود.
جهان تیره را اهلی، که خواهد بی پریرویان
مگر دیوانهای خواهد که در گلشن بیاساید
هوش مصنوعی: این دنیا را که پر از تاریکی و ناامیدی است، چه کسی میتواند به آرامش برساند؟ مگر اینکه کسی دیوانه باشد که بخواهد در میان زیباییها و نعمتها زندگی کند.