برگردان به زبان ساده
هرگز غبار حسرت دور از دلم نشد
هرگز ز صد مراد یکی حاصلم نشد
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم از غم و حسرت دور شوم و هیچ یک از آرزوهایم برآورده نشد.
گر خار پای گشتم و گر خاک ره شدم
آن شاخ گل بهیچ صفت مایلم نشد
هوش مصنوعی: اگر خار پای شما شدم و یا به خاک راه تبدیل گشتم، هیچگاه نمیدانم که آن شاخ گل چه ویژگیهایی دارد.
گفتم که تحفه سگ او دل کنم ولی
آنهم قبول از دل نا مقبلم نشد
هوش مصنوعی: گفتم که از عشق دل او را میبرم، اما این هم از دل بیتوجه من پذیرفته نشد.
هرچند بخت تیره بتاریکی ام بسوخت
جز برق آه روشنی محفلم نشد
هوش مصنوعی: هرچند شانس من به خاطر ناگوار بودنش، به شدت عذابم داده، اما جز درخشش درد و آه، چیزی روشن در مجالس من وجود ندارد.
خار ستم که از غم او بود بر دلم
تا بر نرست گل ز گلم از دلم نشد
هوش مصنوعی: غم و درد او مانند خاری بر دل من نشسته است و من هرگز نتوانستهام از این درد رها شوم تا زمانی که گل زیبایی در دل من شکفد.
روی زمین بشست دو چشمم ز اشک شور
وین شوری غم از دل و آب و گلم نشد
هوش مصنوعی: چشمانم از اشکهای شور بر روی زمین شسته شد، اما این غم و غصهای که در دل دارم، با وجود آب و گلی که دور و برم است، از بین نرفت.
آسان نگشت کوی تو منزل چو اهلی ام
تا سر نرفت کوی تو سر منزلم نشد
هوش مصنوعی: من به راحتی نتوانستم در کوی تو جا بگیرم، چرا که من همچون اهل خانهام و تا زمانی که در کوی تو نباشم، هیچکس به خانه من نمیآید.