برگردان به زبان ساده
وصلش نماند و تلخی زهر فراق ماند
وان چاشنی چو شیره جان در مذاق ماند
هوش مصنوعی: وصل و شیمیایی خوشایند عشق نماند و تنها تلخی جدایی باقی ماند، مانند اینکه طعم شیرین و دلپذیر در زندگی، حالا به تلخی و درد تبدیل شده است.
نیک اختران بر اوج شرف همچو آفتاب
بخت ستاره سوخته در احتراق ماند
هوش مصنوعی: ستارههای خوشبخت در اوج مقام و کرامت مانند خورشید در آسمان میدرخشند، اما ستارهای که سوزانده شده، در جستجوی نور و احساس حیات، در حال محو شدن و خاموشی است.
من ترک دین گرفتم و یکرنگ بت شدم
زاهد نبود یکدل از آن در نفاق ماند
هوش مصنوعی: من از دین روگردان شدم و به یک بت بیرنگ تبدیل گشتم. در میان زاهدان، کسی یکدل و صمیمی نبود و همه در نفاق باقی ماندند.
جان در هوای کوی تو از من برید دل
تا حشر در میان من و جان فراق ماند
هوش مصنوعی: جانم به یاد تو از من رفته است و دل من تا روز قیامت در میان من و جانم به خاطر فراق تو میماند.
شد در حریم وصل جهانی به اتفاق
محروم اهلی از دل بی اتفاق ماند
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، جهان به یکباره متوجه شد، اما کسی که در دلش بیصاحب بود، از این وصال محروم ماند.