برگردان به زبان ساده
یار شد مست و دل ما بفغان باز آورد
گریه بد مستی ماهم بمیان باز آورد
هوش مصنوعی: دوست ما مست شد و دل ما را به شور و شوق انداخت، گریه کردن ما به خاطر مستیام هم دوباره از سر گرفته شد.
عاقبت بخت سیاه ستم پیشه چنان کرد که یار
جرم بخشیده مارا بزبان باز آورد
هوش مصنوعی: در نهایت، سرنوشت سخت و ظالم ما را به جایی رساند که دوست، با وجود همهی اشتباهاتمان، به ما اجازه داد تا حرفهایمان را بیان کنیم.
آنچنان زد ره عقل و دل و دین شاهد می
که بصد سال ریاضت نتوان باز آورد
هوش مصنوعی: شاهد مینوشید که به قدری تأثیرگذار بود که عقل، دل و دین را تحتالشعاع قرار داد و به این راحتی نمیتوان چنین حالتی را با صد سال تمرین و رنج به دست آورد.
رخت بستم ز درش تا ندرد جامه صبر
آخرم نعره زنان جامه دران باز آورد
هوش مصنوعی: از در خانهاش بیرون شدم تا دیگر صبرم را از دست ندهم. در حالی که با ناله و فریاد، لباسهایم را درآوردم، دوباره آنها را به من بازگرداندند.
ای بسا آهوی آزاد که در قید دلش
هوس دیدن آن دست و کمان باز آورد
هوش مصنوعی: بسیاری از آهوان آزاد وجود دارند که در دلشان آرزوی دیدن دستی و کمانی را دارند.
هرکه یک جرعه کشید از می لعل لب او
آب حسرت چو صراحی بدهان باز آورد
هوش مصنوعی: هر کسی که حتی کمی از شراب لبهای قرمز او را بچشد، حسرت و آرزویی که در دل دارد مانند آبی که از یک ظرف میریزد به سراغش خواهد آمد.
اهلی گمشده در فکر دهانش صد بار
از جهان رفت و خیالش بجهان باز آورد
هوش مصنوعی: اهلی در خیال و تفکر خود، بارها از دنیای واقعی فاصله میگیرد و به طرز عجیبی، افکارش او را به جهان دیگری میبرند، اما در نهایت، دوباره به این دنیا بازمیگردد.