برگردان به زبان ساده
هردل که جز خیال تو در وی مقام کرد
خلوتسرای خاص ترا وقف عام کرد
هوش مصنوعی: هر قلبی که به جز یاد تو در آن سکونت کند، آن دل خانهات را به همه اختصاص داده است.
تا خون خلق بر لب لعلت حلال شد
آب حیات بر همه عالم حرام کرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که خون مردم به لب لعل تو برسد، آب حیات برای تمام عالم ممنوع است.
از نوش وصل جان فلک سوختم زرشک
آخر بزهر هجر عجب انتقام کرد
هوش مصنوعی: از لذت پیوند جانم به آتش سوختم، و در نهایت، از تلخی جدایی به نوعی انتقام عجیب رسیدم.
مرغان این چمن همه آزاده خاطرند
سودای سنبل تو مرا مرغ دام کرد
هوش مصنوعی: پرندگان این چمن همگی آزاد و بیقید هستند، اما عشق و آرزوی گل سنبل تو من را مثل پرندهای در دام گرفتار کرده است.
ساقی بپوش جام می از چشم خرقه پوش
کان چشم شور بدنگهی سوی جام کرد
هوش مصنوعی: ای ساقی، جام می را از دید خرقهپوشان بپوشان؛ زیرا چشمان آنها قدرت خاصی دارند و ممکن است به سمت این جام جلب شود.
در دور آفتاب جمالت که خلق سوخت
فرخنده طالعی است که صبحی بشام کرد
هوش مصنوعی: در اطراف نور چهرهات، خلق و مردم در حسرت و اشتیاق سوختهاند. این نشاندهندهی خوشبختی است که از صبح تا شب ادامه دارد.
اهلی که فرق تا قدمش سوختی چو شمع
آخر خیال وصل تو از فکر خام کرد
هوش مصنوعی: آدمی که عشقش او را به شدت میسوزاند و همچون شمعی از نظر عشق ذوب میشود، در پایان دیگر حتی به یاد وصالت تو نیز نیست و افکارش را از این خیال خام پاک کرده است.