برگردان به زبان ساده
شمعی که ز سوز دل گرمش خبری هست
زان است که با عاشق خویشش نظری هست
هوش مصنوعی: شمعی که دلش میسوزد و گرم است، این گرما نشانهای از عشق اوست، زیرا که با معشوق خود نگاهی دارد.
ناصح چه ملامت کنی ام روی نکو بین
جز روی من و روی تو روی دگری هست
هوش مصنوعی: ای نصیحتگر، چرا مرا سرزنش میکنی؟ جز چهرهی من و چهرهی تو، چهرهی دیگری وجود ندارد.
گفتی که کباب از جگرت میکنم امشب
از چشم بد مست کسی را جگری هست؟
هوش مصنوعی: تو گفتی امشب برایت کباب درست میکنم، اما آیا از چشم بد کسی دل رنجیدهای نیست؟
عقل و دل و دین جمله نثار قدمت شد
ور کار بجان میرسد آنهم قدری هست
هوش مصنوعی: تمام وجودم از عقل و دل و ایمان برای تو فدای قدمهایت شده است، و اگر کار به جانم برسد، حتی در آن صورت هم یک مقدار از آن باقی مانده است.
دارند سری با سر تیغت همه عالم
تو تیغ برآور که مرا نیز سری هست
هوش مصنوعی: همه جهان با تو به مخالفت و دشمنی برخاستهاند، تو هم باید قاطعانه و با قدرت واکنش نشان دهی، زیرا من هم در این مبارزه حق و حقی دارم.
صاحب نظران قدر دو رخسار تو دانند
بیدیده چه دانست که شمس و قمری هست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که افراد آگاه و متخصص، ارزش و زیبایی دو چهرهی تو را میفهمند، اما کسی که درک درستی ندارد، نمیتواند بفهمد که تو چقدر درخشان و نورانی هستی، مانند خورشید و ماه.
اهلی همه کس عیب تو از عشق کند لیک
مشنو بجز عشق کسی را هنری هست
هوش مصنوعی: همه مردم به خاطر عشق، عیبهای تو را میگویند، اما گوش نده، زیرا غیر از عشق، کسی هنری ندارد.