برگردان به زبان ساده
شمع روی تو نه افروخته چشم من ازوست
این چراغیست که چشم همه کس روشن ازوست
هوش مصنوعی: شمع زیبایی تو باعث روشنی چشمان من است، این چراغی که همه را روشن کرده، در حقیقت از زیبایی تو نشأت میگیرد.
دست در گردنت آن زلف بهل تافکند
که ترا خون من سوخته در گردن ازوست
هوش مصنوعی: دستت را در آن زلف پر پیچ و تاب بزن و بگذار که این زلف تو را در آغوش بگیرد، زیرا عشق و شوق من به تو، مانند جراحتی است که به گردن تو آویخته شده است.
دهنت گرچه بود مرهم دل هیچ نگفت
که دل ریش مرا اینهمه خون خوردن ازوست
هوش مصنوعی: با اینکه زبانت مثل پماد برای درد دل است، اما هیچ نمیگویی که این دل زخمخورده من به خاطر تو این همه خون میریزد.
یارب از باد خزانی ورقش زرد مباد
آن گل تازه که فیروزی صد گلشن ازوست
هوش مصنوعی: خداوندا، امیدوارم که برگی از آن درختان در پاییز زرد نشود، زیرا آن گل تازهای که در آن باغ است، زیبایی و شکوهی بیشتر از صد باغ دیگر دارد.
آه از آنشوخ پریزاده که صد عاشق زار
مست و مجنون و جگر سوخته در گلخن ازوست
هوش مصنوعی: آه از آن دلربای افسونگر که صد عاشق دیوانه و دل شکسته به خاطر او در عذاب و رنج هستند.
خرمن حسن بتانرا مژه در پاشم
خوشه چین است که آرایش صد خرمن ازوست
هوش مصنوعی: زیبایی و جمال معشوقان همچون خوشههای گندم است که با دقت و مهارت، آنها را در دستانم جمع میکنم. این آرایش و زیبایی، همانند محصولی است که از زمینهای حاصلخیز به دست میآید و نشاندهندهٔ استعداد و هنر من در چیدن زیباییهاست.
اهلی از سینه برون کن دل خونین شده را
ز آنکه آلودگی دیده ترا دامن ازوست
هوش مصنوعی: دل خسته و آزردهات را از سینه بیرون کن، زیرا آلودگیهایی که به چشمت خورده، دامانت را آلوده کرده است.