برگردان به زبان ساده
مریز بی گنهم خون که جست و جویی
قیامتی و سیوالی و گفت و گویی هست
هوش مصنوعی: نکن اشکی بریز که در پی آن برزخی وجود دارد و از آن میتوان به نتیجهای رسید و گفتگوهایی در کار است.
بزیر پای تو صد سر ز آرزو خاک است
بیا که در ما سرما نیز آرزویی هست
هوش مصنوعی: در زیر پای تو، عدهای از آرزوها وجود دارند. بیا و ببین که ما هم در دل خود آرزویی داریم، حتی اگر در ما سرمایی هست.
گمان مبر که به بیداری و جگر خواری
میان ما و سگت فرق جز بمویی هست
هوش مصنوعی: نمیتوانی فکر کنی که ما در رفتار و شخصیتمان تفاوت زیادی با سگ داریم؛ فقط یک تفاوت جزئی در بین ما وجود دارد.
بخاک جرعه چه ریزی بروی من میریز
ز خاک اگر چه کمم آخر آبرویی هست
هوش مصنوعی: اگر مقداری از خاک بر من بریزی، به هر حال من هم جایی دارم و افتخاری به همراه خودم دارم.
تویی که در خم چوگان چو ماه چاردهت
بهر کناره میدان شکسته گویی هست
هوش مصنوعی: تو همان کسی هستی که در گود چوگان، مانند ماه کامل در کنار میدان، زیبایی را به نمایش میگذاری و گویی همه چیز را با شکوه و زیبایی خود تحت تأثیر قرار دادهای.
بغیر من که چو خار از گل تو محرومم
بقدر خود همه را از تو رنگ و بویی هست
هوش مصنوعی: غیر از من که مانند خار از گل تو دور هستم، بقیه افراد به اندازه خودشان از زیبایی و خوبی تو بهرهمند هستند.
بکوی میکده دردی کشان خوشحالیم
خوشیم تا قدری باده در سبویی هست
هوش مصنوعی: به میکده میرویم و با درد و غم خود خوشحالیم، تا زمانی که کمی شراب در سبو وجود دارد.
هنوز با همه آلوده دامنی اهلی
ز ابر رحمت آن یار شست و شویی هست
هوش مصنوعی: هنوز با وجود اینکه دلی آلوده و پر از گناه است، همچنان امید و رحمت از سوی آن محبوب وجود دارد که میتواند پاکی و تازگی را به زندگی بازگرداند.