برگردان به زبان ساده
سرو بر خاک ره از رشک قد یار نشست
جلوه قامت او دید ز رفتار نشست
هوش مصنوعی: درخت سرو به خاطر زیبایی قد یار بر روی زمین نشسته است و با دیدن قامت او، از حرکاتش به تماشای او پرداخته است.
خاک در دیده آن رهرو بی صبر و ثبات
کز ره کعبه بآزردگی خار نشست
هوش مصنوعی: خاک و غبار در چشمان آن مسافر بیقرار و بیتاب نشسته که از مسیر کعبه به خاطر ناراحتی و رنجش، در جایی استراحت کرده است.
تا چو صورت تهی از جان نشود قالب ما
بفراغت نتوان پشت بدیوار نشست
هوش مصنوعی: تا وقتی که وجود ما از روح تهی نشده و جان از قالب ما جدا نشده، نمیتوانیم با آرامش و راحتی به دیوار تکیه کنیم.
حسن یوسف همه را پرده ناموس درید
بس زلیخا صفتی بر سر بازار نشست
هوش مصنوعی: زیبایی یوسف باعث شد که همه به دست زلیخا دچار افتضاح شوند و او در میان مردم پدیدار شد.
دوش در مجلس ما باد سحر کرد گذار
شمع را گرمی بازار بیکبار نشست
هوش مصنوعی: دیشب در مهمانی ما نسیم صبحگاهی با خود تصویر شمع را به همراه گرمی بازار آورد و در یک لحظه همه چیز را کم رنگ کرد.
تنم از شوق بتان هیزم آتشکده شد
رشته جان همه در وصله زنار نشست
هوش مصنوعی: تنم به خاطر علاقهای که به معشوقان دارم، مانند هیزم برای آتشکده شده است و همه وجودم در بند محبت و عشق به آنها گرفتار است.
تو درون آی که تا جان رود از خانه تن
که بسی ماند درین خانه و بسیار نشست
هوش مصنوعی: به درون بیا که زندگی زودگذر است و زمان زیادی در این جسم بیروح نمیماند. بسیاری آمدهاند و رفتهاند و در اینجا به زیادی نشستهاند.
از گران باری تن جان سبکروحان رست
اهلی از زحمت جان نیز سبکبار نشست
هوش مصنوعی: از بار سنگین تن، ارواح سبکروح آزاد شدند و از زحمت جان نیز آرام و سبکبار نشستند.