برگردان به زبان ساده
خورشید صفت با همه کس مهر نمایی
چون تیغ زنی از سر کین سوی من آیی
هوش مصنوعی: تو مثل خورشید هستی که با همه مهربان و دلنشین است، اما وقتی از روی کینه به من نزدیک میشوی، مانند تیغی که بران است، مرا آزار میدهی.
تا واقف حالم بدهم جان بتو کز شوق
من خویش فراموش کنم چون تو بیایی
هوش مصنوعی: من برای تو جانم را فدای تو میکنم، چون شوق تو باعث میشود خودم را فراموش کنم، فقط کافی است تو بیایی.
باشد که بچینم گلی از چمن وصل
امروز که سرمستی و در عین صفایی
هوش مصنوعی: امیدوارم امروز گلی از چمن وصال بچینم که در حال سرمستی و شادی هستم.
آن آینه رویی تو که از صیقل ابرو
زنگ از دل و گرد غمم از جان بزدایی
هوش مصنوعی: ای آن آینهای که به خاطر زیبایی و دلنوازیات، غم و غصهها را از دل و جانم میزالی.
من طایر گلزار بهشتم ز غم آزاد
از سنبل کاکل تو مرا دام بلایی
هوش مصنوعی: من پرندهای از گلزار بهشت هستم که از غم رها شدهام، اما دام بلا به خاطر سنبل موی تو مرا گرفتار کرده است.
هرگز نفتد بر سر من سایه بختی
عنقا شدی ایطایر اقبال کجایی
هوش مصنوعی: هرگز بر سر من سایهای از خوششانسی نیفتاده است. ای پرندهی اقبال، کجایی؟
اهلی اگر آن بت نظری با تو ندارد
غم نیست مگر غافل از الطاف خدایی
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق به تو توجهی ندارد، نگران نباش؛ چرا که ممکن است از نعمتهای الهی غافل شده باشد.