برگردان به زبان ساده
اگرچه چشم منی همنشین اغیاری
چه نور دیده گلی در میان صد خاری
هوش مصنوعی: هرچند که تو چشم منی و با کسانی نااهل همنشینی، اما چه خوشبختی است که در میان کاکتوسها، گلی نورانی وجود دارد.
نگویم آنکه خریدار یوسفم حاشا
که خودفروش زند لاف این خریداری
هوش مصنوعی: من نمیگویم که من خریدار یوسف هستم، زیرا نمیتوانم بگویم که خودم را به فروش گذاشتهام و فقط به این خریداری افتخار میکنم.
اگر بصدق روی ره چو کوهکن در عشق
نه بیستون که فلک را ز پیش برداری
هوش مصنوعی: اگر با صداقت مانند سنگتراش در عشق قدم برداری، نه تنها کوه بیستون را از جا میکنی، بلکه میتوانی آسمان را نیز به جلو ببری.
دلا بسوز که ننشیند آتشت چون شمع
به یک دو قطره که گاهی ز دیده میباری
هوش مصنوعی: ای دل، بسوز که آتش درونت همچون شمع با یک یا دو قطره اشک خاموش نمیشود.
تو گر بدین خوبان نمیروی از جا
نه آدمی بحقیقت که نقش دیواری
هوش مصنوعی: اگر تو از این خوبان دور نشوی، واقعا نه انسان هستی و نه حقیقتی، بلکه فقط نقش یک دیواری هستی.
بوصل دوست رسی آنچنانکه دل خواهد
گر اختیار چو اهلی ز دست بگذاری
هوش مصنوعی: به دوستی برسی به شکلی که دل میخواهد؛ اگر اختیار را مثل یک موجود اهلی رها کنی.