برگردان به زبان ساده
گر درد من سر از دل فرهاد بر زدی
بر سنگ تیشه کی زدی از غم بسر زدی
هوش مصنوعی: اگر دست از دل فرهاد برمیداشتی و درد من را میفهمیدی، چطور میتوانستی با تیشهات به سنگ بزنی و از غم خودت آگاه نباشی؟
مجنون چو من اگر جگرش سوختی ز عشق
آتش ز برق آه به آفاق در زدی
هوش مصنوعی: مجنون اگر به خاطر عشقش قلبش سوخته باشد، با صدای آهش طوری فریاد میزند که صدایش در جهان پیچیده میشود.
آنشمع اگر ز چهره بر انداختی نقاب
پروانه را مجال ندادی که پر زدی
هوش مصنوعی: اگر آن شمع صورت خود را بپوشاند، پروانه را فرصتی برای پرواز دادن نداده است.
گر حکم داشتی چو سلیمان دلم بباد
از ملک خاک خیمه بماک دگر زدی
هوش مصنوعی: اگر مثل سلیمان قدرت داشتی، دلم را به باد میسپردم و از دنیای مادی که خودم را در آن محبوس کردهام، رها میشدم و به جایی دیگر پرواز میکردم.
هر زخم ناوکی که زد آنشوخ بر دلم
راحت فزود کاش ازین بیشتر زدی
هوش مصنوعی: هر زخمی که آن محبوب بر دلم زد، بر درد و زخم من افزود و ای کاش بیشتر از این به من سختی میکشید.
یکشب اگر رقیب شدی دور از آن پری
فریاد چون سگان همه شب تا سحر زدی
هوش مصنوعی: اگر یک شب حریف تو شدی و دور از آن معشوق زیبایت بودی، تا صبح مثل سگان به فریاد و ناله مشغول بودی.
اهلی گر آن مسیح نفس نام بردی اش
بعد از هزار سال سر از خاک برزدی
هوش مصنوعی: اگر کسی از روح مسیح سخن بگوید، پس از گذشت هزار سال، دوباره از زمین برخواهد خاست.