برگردان به زبان ساده
نظر ز آن نوغزال ایدل به بیداری تو میپوشی
تو پنداریکه بیداری ولی در خواب خرگوشی
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند پلنگی زیباست که در خواب خود را پنهان کرده است. تو گمان میکنی بیداری، اما در واقع در حالت خواب و سرمستی هستی.
لب عیسی دم جانبخشی اورا خدا دادش
تو باری از حسد ایچشمه حیوان چه میجوشی
هوش مصنوعی: خداوند به عیسی لبانی عطا کرد که خاصیت جانبخشی دارد، اما تو ای چشمه حیوان، چرا به حسد میورزی و خود را به دردسر میاندازی؟
من از شیرین لبت ایمه بتلخی میخورم حسرت
تو باری خون تلخ من عجب شیرین همی نوشی
هوش مصنوعی: من از طعم شیرین لبهای تو لذت میبرم، اما به خاطرات تلخ و نابود کننده تو حسرت میخورم. جالب اینجاست که تو از این غم و اندوه لذت میبری.
چه سازم با فغان گر روی زرد از دیگران پوشم
برو ای اشک خونین پرده بر کارم چه میپوشی
هوش مصنوعی: چه کنم با نالهام اگر چهرهام از دیگران گرفته باشد؟ ای اشک خونین، پرده بر رازهایم چه دلیلی داری که بپوشانی؟
چو اهلی گر خموشم صد علم زد بر فلک آهم
ز بیداد فغان فریاد میدارم ز خاموشی
هوش مصنوعی: اگرچه من در سکوت هستم، اما به اندازهای علم و دانش در دلم وجود دارد که میتواند بر آسمانها تأثیر بگذارد. از درد و ستمی که متحمل شدهام، فریاد میزنم و در این خاموشی نمیتوانم به سکوت ادامه دهم.