برگردان به زبان ساده
بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی
نفروخت هیچ شمعی که نکشتمش بآهی
هوش مصنوعی: به خدا که در میخانه ما به خاطر غم تو، هیچ شمعی را با آهی که کشیدم، نفروختم.
چه خوش آنکه میگذشتی سوی من بناز و کردی
چه تبسمی نهانی چه بلای جان نگاهی
هوش مصنوعی: چه خوب است که به سمت من میآمدی و با ناز و کرشمهای خاص، نهان و در کمال زیبایی، لبخندی میزدی که عطر جان من را میگرفت و نگاهی میکردی که همواره در دل میماند.
منم آن شکار وحشی که ز تیر طعنه هرگز
نبود ز دست مردم گذرم بهیچ راهی
هوش مصنوعی: من آن شکارگاهی هستم که هرگز از تیرهای طعنه و کنایه مردم در امان نبودهام و هیچ مسیری از دست آنان نجاتم نمیدهد.
به طفیل خسروی کن نظری چو میتوانی
که بیک نظر کنی خوش دل ریش دادخواهی
هوش مصنوعی: به خاطر وجود یک پادشاه بزرگ، نگاهی به او داشته باش و از او درس بگیر. چون با یک نگاه میتوانی به کسی که دلش پر از درد و خواسته است، کمک کنی.
تو نهال حسن و اهلی چه گیا که بر تو دستش
نرسد و گر رسد هم بکجا رسد گیاهی
هوش مصنوعی: تو موجودی زیبا و دلنشینی هستی که مانند یک درخت جوان و باصفا میباشی. هیچ کس نمیتواند به تو دست یابد و حتی اگر هم بتواند به تو برسد، نمیداند که باید چگونه از زیباییات بهرهبرداری کند.