برگردان به زبان ساده
منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی
ترسم که به رغم من از آن بیش نشینی
هوش مصنوعی: اگر به من آسیب برسانی، مانع تو نخواهم شد، اما میترسم که با این کار به تو اجازه دهم بیشتر از آنچه که لیاقت داری، پیش روی کنی.
غم نیست بمن گر ننشینی غم از آنست
کز من گذری غیر مرا پیش نشینی
هوش مصنوعی: غم و اندوهی بر من نیست اگر تو نزد من نمانی، غم من از این است که کسی دیگر به جای تو در کنارم بنشیند.
وصل از تو نجویم که ترا ایشه خوبان
ننگ آید اگر با من درویش نشینی
هوش مصنوعی: من به دنبال وصال تو نیستم، زیرا اگر تو با یک درویش مثل من بنشینی، ممکن است برایت ننگ باشد که با خوبان همنشین شوی.
ایکان نمک بهر جگر سوزی من چند
از دیده روی در جگر ریش نشینی
هوش مصنوعی: تو با طعم نمک خود، به قلب من آسیب میزنی، چرا که چشمانت همچون یک تیری در دل رنجیدهام نشسته است.
اهلی دلت از گوشه نشینان عدم شد
وقتست که پهلوی دل خویش نشینی
هوش مصنوعی: دلت به حال کسانی که در گوشهٔ عدم و غنودگی هستند، میسوزد؛ اکنون وقت آن است که در کنار دل خودت آرامش یابی و استراحت کنی.