برگردان به زبان ساده
چو بپای خم نهم سر نبری گمان مستی
که بسجده وی افتم ز کمال می پرستی
هوش مصنوعی: وقتی که سرم را در پای خمر میگذارم، به این فکر نکن که مست هستم. زیرا من به خاطر عشق و کمال میپرستم و در واقع به سجده او میافتم.
بشکست خودپرستان سگ پیر میفروشم
که سفال دردی او شکند سفال هستی
هوش مصنوعی: من به خودپسندان و افرادی که فقط به خود اهمیت میدهند، میگویم که به خاطر سگ پیر میخواهم بدبختی و آسیب را بفروشم؛ چون هر چیزی که به آن میچسبند، میتواند در نهایت دچار شکست و نابودی شود. زندگی و هستی شاید چیزی شبیه سفال باشد که به راحتی میشکند.
ز گدایی دردل سر پادشاهیم نیست
که بلند همتان را نبود هوای پستی
هوش مصنوعی: از نظر ما، در دل پادشاهی که به گدایی نیفتادهایم، آرزویی برای پایین آمدن و پست شدن وجود ندارد.
چو سبو پر است ساقی بقدح شراب اولی
نخورد فراخ روزی غم روز تنگدستی
هوش مصنوعی: وقتی که سبو پر از شراب است، ساقی باید از همان ابتدا به مهمانان شراب بدهد؛ چرا که در روزهای فراوانی، دلیلی برای غم و غصه نیست، ولی در روزهای تنگدستی و سختی، باید از خوشیها بهرهبرداری کرد.
ز تو خوشدلیم اهلی بهمین که دامن از می
همه کس بآب شوید تو بگریه های مستی
هوش مصنوعی: ما از تو خوشحالیم به خاطر اینکه دامن خود را از شر می و خمر دیگران پاک کردهای و تنها با گریههای سرمستیات، خود را تسکین میدهی.