برگردان به زبان ساده
از خواب جامه چاک و پریشان برآمده
صبح قیامتش ز گریبان برآمده
هوش مصنوعی: صبح قیامت از خواب بیدار شده و لباس پاره و آشفتهاش را از گریبانش بیرون آورده است.
ای مردم دو دیده به کشتی چشم من
بنشین که از فراق تو طوفان برآمده
هوش مصنوعی: ای مردم، با دو چشمتان به کشتی عشق من نگاه کنید، زیرا به خاطر دوری شما، طوفانی در دل من به پا شده است.
دور از گل رخ تو چو مجنون گریستم
چندانکه گل ز خار مغیلان برآمده
هوش مصنوعی: من به دور از زیبایی تو مثل مجنون، آنقدر اشک ریختم که گل از خارهای بیرحم سر برآورد.
هرگه که آهی از غم داغت کشیده ام
دودی ز خرمن مه تابان برآمده
هوش مصنوعی: هر بار که از درد جدایی تو آهی زدهام، دود غمی از دل برآمده که مانند دودی از آتش است.
تا خط دمید گرد رخ روحپرورت
چون من هزار سوخته از جان برآمده
هوش مصنوعی: وقتی که نور چهره محبوبت تابید، من همچون هزاران عاشق سوخته از شدت عشق و فراق جان به در آوردهام.
جان خوش بود بپای تو دادن بهر طرف
هرجا که بیتو مانده پریشان برآمده
هوش مصنوعی: زندگی به احترام تو فدای تو کردن خوب است، هر جا که تو به خاطر نگرانیت پریشان شدهای.
اهلی چو کوهکن چه کنی ناله از هلاک
کاین کار سخت برتو خوش آسان برآمده
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند کوهکن با سختی و زحمت کار میکند، چه نالهای از نابودیاش میتوان کرد؟ این کار برای او که در آن مهارت دارد، آسان به نظر میآید.