برگردان به زبان ساده
زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده
شکسته رنگ چو گلهای آفتاب زده
هوش مصنوعی: چه زیباست چهره تو که چون گلهای آفتابزده، شکوه و جلالی دارد. آن ناز و غمیزی که در چهرهات هست، گویی از زیبایی گلها الهام گرفته است.
رخ تو گلشن حسن است و نرگس مستت
میان لاله و نسرین فتاده خواب زده
هوش مصنوعی: صورت تو مانند باغی پر از زیبایی است و چشمهای خمار تو همچون گلی زير خواب لالهها و نسرینها خوابیدهاند.
من از لب تو خرابم همآن دوای منست
که هم شراب یرد زحمت شراب زده
هوش مصنوعی: من از لب تو به شدت تحت تاثیر هستم و همان چیزی که به من آرامش میدهد، همان شرابی است که زحمتش را به دوش میکشم.
ز شور و گریه و خونابه دلم پیداست
که خنده تو نمک بر دل کباب زده
هوش مصنوعی: دل من از شوق و اندوه و درد پر است و حالتی پریشان دارد. در این حال، لبخند تو مانند نمکی است که بر جگر سوخته و وسوخته من میپاشد.
خیال سبز خطی بست دیده اهلی
نظر کنید که نقشی عجب بر آب زده
هوش مصنوعی: تصویری زیبا و دلنشین در ذهن مجسم شده است که به چشمهای تماشاگر میآید. این تصویر به صورت عجیبی بر روی آب نقش بسته و توجه همه را به خود جلب کرده است.