برگردان به زبان ساده
دل بکف میداشتم عمری نگاه از دست تو
ساعدت خواهی نخواهی برد آه از دست تو
هوش مصنوعی: من عمری دل را در دستانم نگه داشتم و بدون اینکه بخواهم، نگاه تو دل مرا گرفته و آه و نالهام را از دست تو میبرد.
پنجه کردم با تو بیرحم و زیان کردم از آن
گاه مینالم ز دست خویش و گاه از دست تو
هوش مصنوعی: من با تو به سختی رفتار کردم و به خودم آسیب زدم. از آن زمان گاهی از کارهای خودم ناراحتم و گاهی هم از تو.
سوختم از آه مردم مگذر ایسلطان حسن
زانکه می بینم سراسر دادخواه از دست تو
هوش مصنوعی: من از درد و آه مردم سوختهام، ای سلطان حسن، از کنارت رد نشو، زیرا میبینم که همه در حال دادخواهی از تو هستند.
تا کی ای یوسف صفت چاه ذقن بنماییم
عاقبت خواهم فکندن دل بچاه از دست تو
هوش مصنوعی: تا کی باید در زندگی در نقش یوسف در چاه بمانیم؟ در نهایت میخواهم که دل را از دست تو رها کنم و به چاه بیندازم.
در غم دل بسکه چون اهلی سیه سازم ورق
نامه اعمال خود بینم سیاه از دست تو
هوش مصنوعی: در غم و اندوه دل، به حدی خود را غمگین کردهام که همچون آهویی غمگین و سیاهپوش شدم. وقتی به کارنامه اعمال خود نگاه میکنم، میبینم که به خاطر تو، تمام اعمالم نیز سیاه و نازیبا شده است.