برگردان به زبان ساده
تو آب خضری و ما تشنه عاشقان از تو
بیا بیا که صبوری نمی توان از تو
هوش مصنوعی: تو مانند آبی زلال هستی و ما عاشقان به شدت برای تو تشنهایم. از تو خواهش میکنیم که بیایی، زیرا ما دیگر توان صبر کردن نداریم.
بخشم رفتی و گفتی قیامتم بینی
چه زود رنجی و دیر آشنا فغان از تو
هوش مصنوعی: تو رفتی و گفتی روز قیامت را خواهی دید. ای کاش میدانستی که چقدر حساس و زخمخوردهام، و چقدر دیر با من آشنا شدی. افسوس بر حال تو.
مرنج اگر من دلتنگ سینه بشکافم
که حال دل نتوان داشتن نهان از تو
هوش مصنوعی: اگر تو را ناراحت کنم و از دلتنگیام بگویم، این را بدان که نمیتوانم حالت دل را از تو پنهان کنم.
قیامت ارچه بآخر زمان شود پیدا
قیامتی است درین شهر هر زمان از تو
هوش مصنوعی: اگرچه روز قیامت در آخر زمان ظهور خواهد کرد، اما در این شهر هر لحظه و هر زمان نشانهای از قیامت وجود دارد که از تو ناشی میشود.
تو کی بخنده گشایی دهن یقین است این
یقین که می کشیش نیست اینگمان از تو
هوش مصنوعی: تو که خنده را به لب میآوری، میدانی که این واقعیات است، نه گمان. این حقیقت که تو را به خنده وا میدارد، ناشی از یقین است و نه از شک.
ز غیرتم همه آتش که همچو شمع چرا
گرفته اند مرا خلق بر زبان از تو
هوش مصنوعی: به خاطر غیرتم، مانند شمع در حال سوختن هستم که دیگران به این سوختن توجه کرده و دربارهام میگویند و در مورد تو صحبت میکنند.
مرا بتیغ فلم ساز استخوان و ببین
که چون گداخت مرا مغز استخوان از تو
هوش مصنوعی: به من با تیغی برش بده و ببین که چگونه وقتی که مرا متلاشی کردی، مغز استخوانم به خاطر تو ذوب میشود.
به مجلسی که تو با گلرخان قدح نوشی
هزار نرگس مستت خونفشان از تو
هوش مصنوعی: به محفل و مجلسی که تو با زیبایانی چون گل، شراب مینوشی، هزار گل نرگس در آنجا از شوق و هیجان برای تو در حال رقص و تپش هستند.
بتر ز قصه مجنون حکایت لیلی است
که شد فسانه بصد گونه داستان از تو
هوش مصنوعی: از داستان مجنون و لیلی عبرتی نهفته است. حکایت لیلی به عنوان نمادی از عشق و زیبایی، به هزاران شکل و بهانه نقل شده است و این خود نشاندهنده عمق احساساتی است که در دل انسانها وجود دارد.