برگردان به زبان ساده
هرگز دلم ملول نگشت از جفای او
تا زنده ام خوشم چو بمیرم فدای او
هوش مصنوعی: هرگز از بیمحلی و ناراحتی او دلگیر نمیشوم تا زمانی که زندهام، و وقتی بمیرم، برای او جانم را فدای او میکنم.
آن گل نهاده در ره من صد هزار خار
من خار راه رفته بمژگان برای او
هوش مصنوعی: گل زیبایی که در مسیر من قرار دارد، به اندازهی هزار خار، سوزن درد را به من هدیه میکند؛ اما من با اشکهایم، خارهایی را که برای او رفتهام، کم رنگ میکنم.
از عمر بیوفای خودم در عجب که چون
کرد اینوفا که کشته شدم در وفای او
هوش مصنوعی: من از عمر بیوفای خودم در تعجبم که چگونه به خاطر وفاداری به او کشته شدم.
ما را طواف کعبه چه حاجت که میکده
صد کعبه در طواف در آرد صفای او
هوش مصنوعی: نیازی به طواف کعبه نداریم، چرا که میکده میتواند صفای کعبه را به ما بدهد. به این معنا که جاذبه و زیبایی عشق و سرمستی در میکده از خود کعبه نیز بیشتر است.
عالم خراب گنج زر و رند می پرست
در عالمی که گنج زرست اژدهای او
هوش مصنوعی: در جهانی که ثروت و دارایی اهمیت زیادی دارد، جاه طلبی و فریب کاری همچون یک اژدها میتواند به نابودی کائنات منجر شود. در این عالم، تنها به دنبال مال و منال بودن و پرستش آن، انسانها را به بیراهه میکشاند.
دانی که مرغ دل همه در اضطراب چیست
در اضطراب آنکه بمیرد بپای او
هوش مصنوعی: میدانی که دل مثل پرندهای در نگرانی و آشفتگی است، و این نگرانی به خاطر کسی است که ممکن است به خاطر او جان بدهد.
اهلی در آشنایی و یاری ز جور اوست
بیگانه یی که کس نشود آشنای او
هوش مصنوعی: آشنا شدن و یاری کردن از سختیهای او به عهدهی کسی است که به خوبی او را میشناسد، اما فردی که از او بیگانه است هیچگاه نمیتواند به درستی با او ارتباط برقرار کند.