برگردان به زبان ساده
گرچه به تیغ جفا سینه فکارم از او
تا نرود سر ز دست دست ندارم از او
هوش مصنوعی: اگرچه با ظلم و ستم، قلبم دچار درد و رنج است، اما تا زمانی که او را دارم، هرگز نمیتوانم او را از دست بدهم.
هرکه نشد غرق خون ره نبرد کز غمش
من بچه باران ترم زیر چه بارم از او
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر غم، به سختی دچار نشود، نمیتواند در مسیر عشق موفق شود. من از غمش مانند بارانی هستم که زیر بارش آن قرار دارم.
در غم آن نوجوان پیر شدم از وفا
ناوک چشم اینزمان چشم ندارم از او
هوش مصنوعی: در غم آن جوان، به اندازهای پیر شدهام که دیگر نمیتوانم به چشمهایش نگاه کنم. وفای او مانند تیرنگاهی در این زمان برایم دردآور است.
نرگس مستش که شد ساقی بزم همه
عالمی از وی خوشان من بخمارم از او
هوش مصنوعی: نرگس زیبا و سرمست او، بزم و شکوه دنیا را به خود جذب کرده است، اما من که تحت تاثیر او هستم، حالتی گنگ و خماری را تجربه میکنم.
مانع وصل حبیب بیخودی اهلی است
یار بمن در میان من بکنارم از او
هوش مصنوعی: عشق و محبت به خدا و بندگان او، مانع از وصال و نزدیکی به یار میشود. به من کمک کن تا از این احساسات بیخودی رها شوم و به عشق حقیقی نزدیکتر شوم.