برگردان به زبان ساده
خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
جانرا بر آستین نه و بر دوست برفشان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که جانت به عشق و محبت گوش بسپارد، باید آن را بر آستین خود نشان دهی و بر دوستت عشق را بپاشی.
صحبت خوشست و ناخوشم از غیر می کجاست
تا کم کنند درد سر خویش ناخوشان
هوش مصنوعی: صحبت خوب و بد من از دیگران کجاست تا ناخوشان به راحتی از درد و عذاب خود کم کنند.
تا کی عذاب جان کشم از زاهدان خشک
بد دوزخیست صحبت افسرده آتشان
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید عذاب بکشم از جمع کسانی که خشک و بیروحاند و مانند زاهدان دوزخی هستند. نشستن با آنها مثل نشستن در آتش است و باعث افسردگی و سردی روح میشود.
ما زهر غم خوریم و حسودان بفکر ما
یارب حسود را هم ازین چاشنی چشان
هوش مصنوعی: ما در رنج و اندوه غرق هستیم و حسودان به فکر ما هستند. ای پروردگار، کاش حسودان هم از این تلخیها بچشند.
ایشمع حسن بهر چه برخاستی بخشم
بنشین بلطف و آتش کین را فرونشان
هوش مصنوعی: ای زیبا، چرا برای چه چیزی برخاستی؟ بنشین و با مهربانی به من لطف کن و آتش کینه را خاموش کن.
کشتی به بی نشانی ام اما بخون چو مرغ
چندان طپم که دامنت از خون کنم نشان
هوش مصنوعی: کشتی من به یک نقطه مشخص نمیرسد، اما به حدی خونین و زخمی هستم که مانند مرغی در حال پرواز، دامنت را از خون پر میکنم و این نشان میدهد که چه حالتی دارم.
اهلی تو با بتانی و ما با سگان در
با سرکشان خوشی تو و ما با جفا کشان
هوش مصنوعی: تو در میان ناز و نعمت و زیبایی هستی، در حالی که ما در سختی و درد زندگی میکنیم. شادی و خوشی تو با راحتی همراه است و ما با زخمها و چالشها سر و کار داریم.