برگردان به زبان ساده
لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنان
سوخت جگر بداغ دل خون جگر هم آنچنان
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر غم تو خشک شده و آنقدر در آتش دل میسوزد که خون جگر نیز به شدت در درد و آتش گداخته میشود.
ایگل خوش نسیم من رفتی و بلبل ترا
گریه شب بحال خود آه سحر هم آنچنان
هوش مصنوعی: ای بلبل نازنین، تو رفتی و من در سوگ تو اشک میریزم. دلتنگی من حتی در صبح زود هم به شدت حس میشود.
سبزه دمید و خشک شد لاله شکفت و برگ ریخت
نرگس مست را بگل میل نظر هم آنچنان
هوش مصنوعی: گلزار سبز شد و لالهها شکفته شدند، اما به محض اینکه لالهها زیبا شدند، برگهایشان ریخت. نرگس مست و سرمست نیز به گلها نظر داشت و چنین این چرخه تکرار میشود.
عمر گذشت و خاطرم باز نیامد از غمت
خانه جان خراب شد دل بسفر هم آنچنان
هوش مصنوعی: عمر من سپری شد و هنوز یاد تو به ذهنم نیامده است. دل و جان من از غم تو به نابودی کشیده شده و حالا هم که به سفر رفتهام، وضعیت چندان بهتری ندارم.
نوش تو برد هوش ما سیر نمیشویم از آن
مست شدند طوطیان ذوق شکر هم آنچنان
هوش مصنوعی: نوش تو ما را بیخبر و هوش کرده است و ما هرگز از آن سیر نمیشویم. طوطیهای سرمست هم از شادی و شیرینی آن به این حالت درآمدهاند.
آب ببرد بحر و بر خاک بخورد گنج زر
گوهر اشک من همان روی چو زر هم آنچنان
هوش مصنوعی: آب دریا را به خود میکشد و بر روی زمین، گنج و ثروت میریزد. اشک من نیز مانند طلای درخشان است؛ چهرهام هم به همین زیبایی است.
اهلی بت پرست اگر گشت بتو به حقپرست
توبه شکست و مست شد مست دگر هم آنچنان
هوش مصنوعی: اگر کسی که به بتها اعتقاد دارد، به تو ایمان آورد و پس از توبه از اعتقادات نادرستش بازگردد و دوباره به حالتی سکرآور و شگفتانگیز دچار شود، به همین منوال باقی میماند.