برگردان به زبان ساده
دل که جای تست چون سازیم جای دیگران
چون ترا بیرون کنیم از دل برای دیگران
هوش مصنوعی: دل من جای توست، چگونه میتوانم آن را به دیگران بدهم؟ وقتی که تو را از دل بیرون کنم، چگونه برای دیگران جا باز کنم؟
ما خود اندر کنج غم سوزان بتاریکی ز بخت
برق آه ما بود شمع سرای دیگران
هوش مصنوعی: ما در گوشهای غمانگیز و در تاریکی بخت خود قرار داریم، در حالی که درد و آهم مثل شمعی نورافشانی میکند و دیگران را روشن میسازد.
ذره ذره گر کند خورشید عشقش جان ما
ذره یی هرگز نبینی در هوای دیگران
هوش مصنوعی: اگر عشق او به تدریج جان ما را سرشار کند، هرگز نمیتوانی ذرهای از این عشق را در زندگی دیگران پیدا کنی.
درد خود را از خموشی ساختم درمان ولی
سوزم از طعن و نمیدانم دوای دیگران
هوش مصنوعی: من درد خود را با سکوت و خاموشی تسکین دادم، اما هنوز از سخنان ز hurt دیگران رنج میبرم و نمیدانم چطور میتوانم به دیگران کمک کنم.
دور افکندی ز خود چونمرغ بسمل وقت قتل
می طپم در خون که میمیرم بپای دیگران
هوش مصنوعی: تو مرا از خود دور کردهای مانند مرغی که در هنگام ذبح میلرزد. در حالتی که قربانی شدهام و در خون خود غوطهورم، به خاطر دیگران میمیرم.
هرکه شد بی بهره از نور رخت ای آفتاب
سایه وار افتد بغیبت در قفای دیگران
هوش مصنوعی: هر کسی که از روشنایی و زیبایی تو بینصیب باشد، مثل سایهای در پس دیگران پنهان میشود و خود را از دید دیگران دور میکند.
غرقه غم اهلی از بیگانگیهای تو شد
ور بخون گردد نگردد آشنای دیگران
هوش مصنوعی: دل اهلی به خاطر بیگانگیهای تو به شدت غمگین شده است. حتی اگر خونش بریزد، باز هم آشنا با دیگری نخواهد شد.