برگردان به زبان ساده
ای سنبل زلف سیهت چین همه بر چین
از داغ تو شد نافه جگر سوخته در چین
هوش مصنوعی: ای گل زعفرانی که زلف سیاهت چون چینی زیباست، همهی زیباییها از غم تو به دست آمده و دل سوختهام همچون گلی در چین و شکن در میآید.
با مدعیان نیست جز آلایش دامن
دامان خود از صحبت اینطایفه برچین
هوش مصنوعی: با این مدعیان که تنها ادعای حق دارند، نیازی نیست. بهتر است از گفتگو با این گروه فاصله بگیری و آلودگیهای ناشی از ارتباط با آنها را کنار بگذاری.
مجنون صفتم دید سگان صف زده گردم
گفتا برو از کوی من این معرکه برچین
هوش مصنوعی: مجنون وقتی سگان صفزده را دید که دورش جمع شدهاند، گفت: "برو از کوچه من، این شلوغی را جمع کن."
ای زلف بر آن سرو چه پیچی که مرا گفت
کز شاخ امید من دلسوخته برچین
هوش مصنوعی: ای زلفی که همچون درخت سرو زیبا هستی، چرا اینگونه پیچیده و درهم شدهای؟ چرا که بر اساس گفته من، باید از شاخه امید من گلی بچینی که دل من را آتش میزند.
پاس گل روی تو مراد است که دایم
در دیده اهلی است ز خار مژه برچین
هوش مصنوعی: پاس گل زیبایی تو آرزو است، زیرا همیشه در نظر من جا دارد و از خارهای مژهات میخواهم دورش کنم.