برگردان به زبان ساده
خوشا سنگ جفایت خوردن و هم در نفس مردن
ولی من بخت اینم نیست خواهم زین هوس مردن
هوش مصنوعی: خوشا اینکه آدم با وجود درد و رنج، به زندگی ادامه دهد و در دل خودش مرگ را درک کند. اما من این شانس را ندارم و فقط به فکر مرگ هستم.
من آنمرغ دل افکارم که محرومم ز وصل گل
نخواهم روی بستان دید خواهم در قفس مردن
هوش مصنوعی: من آن پرندهی دلبر افکارم که از وصال گل محرومم. نمیخواهم که در باغ روی خوشی ببینم؛ ترجیح میدهم در قفس بمیرم.
دل مجنون کجا یابد نشان از محمل لیلی
که میباید در این وادی بآوای جرس مردن
هوش مصنوعی: دل مجنون چگونه میتواند نشانهای از محمل لیلی پیدا کند، در حالی که باید در این راه تحت تأثیر صدای زنگها از پا درآید؟
ز طعن همنفس نتوان که نالم از بلای او
بلا این شد که می باید ز طعن همنفس مردن
هوش مصنوعی: نمیتوانم از مصیبت او شکایت کنم، زیرا این مصیبت تنها به خاطر زبان تند و زخمزننده همنفس من ایجاد شده است و این چنان دردآور است که بهتر است انسان از زبان همنفسش بمیرد.
ز عشق آسان شود مردن اگرنه زین بود مردن
نخواهد کس درین عالم برای هیچکس مردن
هوش مصنوعی: اگر عشق وجود نداشت، مرگ برای کسی آسان نمیشد؛ در این دنیا هیچکس برای هیچکس نمیمیرد.
چنینم گفت جانت را بیک دیدار بستانم
اگر باشد چنین اهلی خوش آسانست پس مردن
هوش مصنوعی: من چنین میگویم: اگر بتوانم جان تو را با یک دیدار به دست آورم، پس مرگ آسانتر به نظر میرسد.