برگردان به زبان ساده
نظاره تو به هر دیده کی توان کردن
نظر به روی تو باید به چشم جان کردن
هوش مصنوعی: نگاه تو را هیچ چشمی نمیتواند به خوبی دریابد؛ برای دیدن تو باید با جان و دل نگاه کرد.
به خشم و ناز نگاهی به ما کنی گاهی
گر این نگه نکنی هم چه میتوان کردن
هوش مصنوعی: گاهی لطفی به من کن و نگاهی با ناز به من بینداز. اگر هم این کار را نکنی، من چه میتوانم بکنم؟
اگر به خاک افتد ذره گر به عرش رود
نمیتوان دل بد مهر مهربان کردن
هوش مصنوعی: اگر ذرهای به خاک بیفتد، حتی اگر به عرش برود، نمیتوان دل را با مهر و محبت پر کرد.
ز دست غم همه مویم زبان شود بر تن
که شرح غم نتوان به یک زبان کردن
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که در دل دارم، باعث میشود که هر موی بدنم به زبان بیاید و دردهای درونم را بیان کند؛ زیرا بیان تمام غمها با یک زبان ممکن نیست.
لب تو گر به سخن درفشان شود خوبست
چه سود دیده ز حسرت گهرفشان کردن
هوش مصنوعی: اگر لب تو به صحبت کردن زیبا و دلنشین بپردازد، چه بهتر است! چه فایدهای دارد که فقط به حسرت اشکبار بودن و دُر گرانبها بودن بپردازیم؟
اگر تو رنجه کنی پا بر آستانه چشم
خوش است دیده خود خاک آستان کردن
هوش مصنوعی: اگر تو زحمت بکشی و بر درگاه ما بیایی، ما خوشحال میشویم که چشممان را به خاک درگاه تو بمالیم.
بر آستان تو اهلی نهاد روی دعا
که شرمسار شد از رو بر آسمان کردن
هوش مصنوعی: بر درگاه تو با روی نیاز دعا کردم، که آسمان هم از این درخواست خجالت کشید.