برگردان به زبان ساده
خوش است زیر سر آن خشت آستان دیدن
ولی گرانی سر کی بر آن توان دیدن
هوش مصنوعی: دیدن زیر سر آن سنگِ آستان دلانگیز است، ولی نمیدانم سر درد و سنگینی کی اجازه خواهد داد به آن نگاه کنم.
مرا ز تیغ تو بر استخوان بود زخمی
که همچو پسته توان مغز استخوان دیدن
هوش مصنوعی: زخمی که از تیغ تو بر استخوانم نشسته، به قدری عمیق و شدید است که همچون مغز پستهای درون استخوان به وضوح دیده میشود.
ز تیر غمزه که تاب آرد ای کمان ابرو
دو چشم ترک تو در خانه کمان دیدن
هوش مصنوعی: از تیر نگاه فریبندهات که هر کسی را مجذوب میکند، مانند کمان ابرویت، دو چشم زیبای تو را در این خانه میبینم.
نشاط این من و یعقوب خسته میدانیم
جمال یار سفر کرده ناگهان دیدن
هوش مصنوعی: شادی من و یعقوب، که خسته و ناتوان هستیم، به خاطر دیدن ناگهانی زیبایی محبوبی است که سفر کرده بود.
ز اشک گرم کشد میل دیده را اهلی
که کوری است رخت پیش مردمان دیدن
هوش مصنوعی: چشمها به خاطر اشکهای گرم، به تماشای تو مشتاق هستند، اما چون تو در میان مردم ناشناسی و از نظر آنها پنهانی، نمیتوانند تو را ببینند.