برگردان به زبان ساده
ما جان ز شوق وصل تو صد باره دادهایم
قربانی توایم و بدین کار زادهایم
هوش مصنوعی: ما بارها جانمان را به خاطر شوق وصالت فدا کردهایم و برای تو به این عشق و محبت زندگی کردهایم.
بر ما چو شانه تیغ زبانها کشیدهاند
تا یک گره ز سنبل زلفت گشادهایم
هوش مصنوعی: بر ما به خاطر زبانها و حرفهایی که زدهاند، فشار و تنگنا ایجاد کردهاند، اما ما تنها هنگامی که گرهی از زیبایی زلف تو باز کردهایم، جواب دادهایم.
گر دیگران ز آتش خشمت گریختند
ما همچو شمع تا دم مردن ستادهایم
هوش مصنوعی: اگر دیگران از آتش خشم تو فرار کردند، ما مانند شمع تا آخرین نفس، ایستادهایم.
با ما چو چشم خویش تو در نقش بازیی
ما با تو همچو آینه یکلخت و سادهایم
هوش مصنوعی: هرگاه که تو به ما نگاه میکنی، مانند این است که تو در نقشی بازی میکنی. ما هم مانند یک آینه صاف و ساده به تو مینگریم و هیچ چیز بیشتری نداریم.
امشب که گریه نیست به آهیم مبتلا
از آب جستهایم و در آتش فتادهایم
هوش مصنوعی: امشب در حالی که نمیگرییم، در حسرت و اندوه به سر میبریم. از غم و اندوه رهایی یافتهایم اما همچنان در آتش مشکلات و سختیها گرفتاریم.
ای ابر لطف مرحمتی کن که غنچهوار
پژمردهایم و دل به شکفتن نهادهایم
هوش مصنوعی: ای ابر، لطفاً به ما رحم کنید، چون همچون غنچهای پژمردهایم اما دلمان امیدوار به شکفتن است.
از ذره کمتریم چو اهلی به کوی تو
لیکن به مهرت از همه عالم زیادهایم
هوش مصنوعی: ما از نظر وجودی به اندازه یک ذره کوچکتر هستیم و در مقابل تو، که در کوی تو هستیم، مثل اهل آن دیار هستیم. اما به خاطر محبت تو، از همه موجودات دیگر بزرگتر و ارزشمندتر هستیم.