برگردان به زبان ساده
ندارم چاره یی جانا که با لعلت در آمیزم
مگر آن کز سر جان چون خط سبز تو برخیزم
هوش مصنوعی: من چارهای جز این ندارم که به تو نزدیک شوم، اما تنها زمانی این کار را میکنم که از عمق وجودم و با احساسات واقعیام به تو بپیوندم.
پی نظاره تا باری سر از روزن برون آری
چه در پایت کشم گر هم بدامانت در آویزم
هوش مصنوعی: به دنبال این هستم که به تماشای تو بپردازم تا شاید تو از آن روزن بیرون بیایی. چه بر من بگذرد اگر بخواهم به دام تو بیفتم.
از آن تنگ شکر لعلت نبخشد ذره یی هرگز
اگر خون جگر گریم وگر صد آب رو ریزم
هوش مصنوعی: با وجود تمام تلاشهایم و حتی اگر خون قلبم را بریزم یا صدها اشک بر زمین بریزم، نمیتوانم از شکر و لطافت وجود تو ذرهای به دست آورم.
به نومیدی خود سازم نگیرم دامنت درمی
...یزم
هوش مصنوعی: من به دلیل ناامیدی خود، به تو چیزی نخواهم گفت و دامنت را نخواهم گرفت.
از آن نا آشنا آمد مراهم وقت آن اهلی
که صحرا گیرم و مجنون صفت از خلق بگریزم
هوش مصنوعی: یک غریبه به سراغ من آمده و اکنون وقتش است که به خاطرش به دشت بروم و مانند مجنون از جمعیت دوری کنم.