برگردان به زبان ساده
ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
زان خار شدم کز تو بریدن نتوانم
هوش مصنوعی: من هرگز نخواهم توانست به تو برسم و از تو جدا شوم، به همین خاطر مثل یک خار شدهام که نمیتوانم از تو فاصله بگیرم.
فریاد که از شوق جمال تو هلاکم
وز نازکی خوی تو دیدن نتوانم
هوش مصنوعی: از شدت شوق دیدن زیبایی تو در حال هلاکت هستم و نمیتوانم نازک طبعی تو را تحمل کنم.
از گوشه ابروی توام چشم گشادست
هرچند کمان تو کشیدن نتوانم
هوش مصنوعی: از گوشه ابروی تو، چشمی دیده میشود که بسیار جذاب است، هر چند که من نمیتوانم کمان زیبای تو را بکشید یا به تصویر بکشم.
ای یوسف مصری به زکاتم نظری کن
چون گوهر وصل تو خریدن نتوانم
هوش مصنوعی: ای یوسف مصری، به بخشش من توجه کن، زیرا نمیتوانم گوهر وصال تو را خریدار باشم.
پروانه صفت بال و پرم سوختی ایشمع
تا پیش تو گستاخ پریدن نتوانم
هوش مصنوعی: پروانهوار، بال و پرم را سوزاندی و اکنون نمیتوانم به راحتی در حضورت پرواز کنم و جسارت داشته باشم.
بویی بفرست ای چمن حسن تو باری
گر من گلی از باغ تو چیدن نتوانم
هوش مصنوعی: ای چمن، لطفاً بویی از زیباییهای تو به من بفرست، زیرا اگر نتوانم از باغ تو گلی بچینم، دست کم عطر و بوی تو را استشمام کنم.
زهرم مده و صبر مفرما ز رخ خود
کاین چاشنی تلخ چشیدن نتوانم
هوش مصنوعی: زهر را به من نده و چهرهات را از من مپوشان، زیرا که نمیتوانم تلخی این طعم را تحمل کنم.
اهلی به طپیدن نرهد کس ز کمندش
تسلیم شو چونکه رهیدن نتوانم
هوش مصنوعی: هیچکس از طپش دل اهلی رها نمیشود، به کمند او تسلیم شو، زیرا نمیتوانم رهایی یابم.