برگردان به زبان ساده
تو در آتش ز تب چو نشمع و من دور از درت گردم
مرا پروانه خود کن که بر گرد دسرت گردم
هوش مصنوعی: تو از آتش عشق به شدت در حال سوختن هستی مثل شمع، و من که دور از تو هستم، خواهش میکنم مرا مانند پروانهای به دور دستهات بچرخانی.
لب از تاب تبت خشک و دو چشم از گریه گشته تر
فدای آن لبان خشک و چشمان ترت گردم
هوش مصنوعی: از شدت حرص و علاقهام به لبهای خشک و چشمان همیشه تر تو، خودم را قربانی آنها میکنم. لبهایت از تاب و تب عاشقی خشک شده و چشمانت همیشه در حال گریه هستند.
بخور عود و شکر برنتابد آن دل نازک
بسوزم جان شیرین و بخور مجمرت گردم
هوش مصنوعی: بخور عود و شکر، چون دل نازک است و تحمل نمیکند. من جان شیرینم را فدای تو میکنم و در برابر محبت تو میسوزم و خود را قربانی میسازم.
چو مورم آرزو باشد که میرم در فدای تو
مگس وارم طمع نبود که گر شکرت گردم
هوش مصنوعی: من مانند یک مور هستم که آرزو دارد برای تو فدای میرم بشود. اما هدف من فقط این نیست که مانند مگس به تو بچسبم و در مقابل زیباییات فقط در فکر خدمت به تو باشم.
مرا کشتی ز غم بهر خدا حرفی بگو با من
چو اهلی زنده دیگر از لب جانپرورت گردم
هوش مصنوعی: مرا از غمهای زیادی که دارم نجات بده و خواهش میکنم برایم چیزی بگو که مانند کسی که زنده است و امید دارد، بتوانم دوباره از وجود تو شاد شوم.