برگردان به زبان ساده
ای حیرت صفات تو بند زبان ما
انگشت حیرت است زبان در دهان ما
هوش مصنوعی: عجب از ویژگیهای تو، که ما را زبانمان بسته است. انگار انگشت حیرت در دهان ما مانده و نمیتوانیم چیزی بگوییم.
جان میدهد نشان که تو در دل نشستهای
زان دلنشین بود سخن دل نشان ما
هوش مصنوعی: جانم مشتاق نشانهای از حضور توست، چرا که گفتار دلنشین من، نتیجهی محبت تو در دلم است.
ما ذرهایم و ذات تو خورشید قدر و شأن
با قدر و شأن او چه بود قدر و شأن ما
هوش مصنوعی: ما فقط یک ذره هستیم و تو مثل خورشیدی بزرگ و باارزشی. حالا ارزش و مقام ما در مقایسه با هدایت و مقام تو چه خواهد بود؟
خود را چه نام ذره نهد پیش آفتاب
محوست با وجود تو نام و نشان ما
هوش مصنوعی: آیا میتوان ذرهای خود را در برابر آفتاب معرفی کرد؟ وجود تو باعث میشود که نام و نشانی از ما باقی نماند.
ما در گمان کمیم مگر برق رحمتت
نور یقین دهد به چراغ گمان ما
هوش مصنوعی: ما در تصور و گمان خود کم و ناتوانیم، مگر اینکه نور رحمت تو، مانند نوری روشن، به یقین ما در دل این گمانها تابیده و نوری ببخشد.
هر ذرهای ز صنع تو خورشید عالم است
صنع تو را چه حاجت شرح و بیان ما
هوش مصنوعی: هر بخش کوچک از کار خلاقانه تو مانند خورشید در جهان میدرخشد. تو نیازی به توضیح و تفسیر ما نداری.
دارد امید اهلی دستان سرای تو
کز یاد دوستان نرود داستان ما
هوش مصنوعی: اهلی امیدوار است که در خانهات، یاد و خاطره دوستانمان فراموش نشود و داستان ما از ذهنها نرود.