برگردان به زبان ساده
دگر روز آمد سواری بماد
بگفتا که ای شاه با عدل و داد
هوش مصنوعی: در روز دیگری، سواری به مادر گفت: ای شاه با راستی و انصاف.
سکاهای بی خانمان نژند
رسانند بر اهل ایران گزند
هوش مصنوعی: سکاههای بدون سرپناه، آسیب و خطراتی را برای مردم ایران به همراه دارند.
سرازیر گشته چو سیل روان
نموده زن و مرد بی خانمان
هوش مصنوعی: سیل به شکل ناگهانی پایین آمده و باعث آواره شدن مردان و زنان شده است.
برس تو بفریاد ما بیکسان
که آسوده گردیم از این خسان
هوش مصنوعی: به ما کمک کن تا از درد و رنج این افراد بیکفا و بیاراده رهایی یابیم و آسوده خاطر شویم.
شهنشه بر آشفت از این خبر
بگفت از سکاها نمانم اثر
هوش مصنوعی: پادشاه از این خبر ناراحت شد و گفت که هیچ نشانی از سکاها باقی نخواهد ماند.
هرا پاک را این چنین گفت شاه
که خواهم نمایم سکاها تباه
هوش مصنوعی: شاه به هرا پاک گفت که میخواهم سکاها را نابود کنم.
سکاها که هستند چون وحشیان
بتنبیه ایشان ببندم میان
هوش مصنوعی: سکاها، به مانند وحشیها به نظر میرسند و به همین دلیل تصمیم دارم آنها را مجازات کرده و در میان محدودیتها قرار دهم.
در گنج بگشا بده سیم و زر
ز شمشیر و کوپال و گرز و کمر
هوش مصنوعی: در خزانه را باز کن و برای من طلا و نقره بیاور، از شمشیر و سپر و چکش و کمربند.
دو روز دگر کوچ ده سوی شرق
یکی لشکری همچو طوفان و برق
هوش مصنوعی: دو روز دیگر به سمت شرق حرکت کن، زیرا گروهی همچون طوفان و برق در راه است.
هرا پاک گفتا که فرمان تراست
بکوشم بسازم همه کار راست
هوش مصنوعی: هرا پاک گفت که دستور تو را میپذیرم و تمام تلاشم را میکنم تا همه امور را به درستی انجام دهم.
هرا پاک شد افسران را بخواست
بفرمود لشکر ببایست خواست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دل افسران وجود داشت به پاکی تبدیل شد و به فرمان او، لشکر آماده شد و برای خواستههای او تلاش کردند.
سوی شرق ایران گذاریم روی
که شاه جوان است دیهیم جوی
هوش مصنوعی: به سمت شرق ایران میرویم، جایی که شاه جوانی تاج و تخت را دارد.
بگفتا شها لشکر آماده گشت
ابر دشت خیمه پراگنده گشت
هوش مصنوعی: او گفت: ای پادشاه، لشکر آماده شده است و ابر دشت را پوشانده و خیمهها در همه جا پخش شدهاند.
بفرمود من خود بیایم براه
نباید که بی شاه باشد سپاه
هوش مصنوعی: او دستور داد که خودم بیایم، چون باید سپاه بدون شاه به راه نیفتد.
سراپرده شاه بیرون زدند
سواران مخصوص خیمه زدند
هوش مصنوعی: سواران ویژه تاجدار، از درون چادر شاه بیرون آمدند و خیمهای برپا کردند.
بخدمت غلامان زرین کمر
قباهای زر تار کرده ببر
هوش مصنوعی: به خدمت غلامان با کمرهای طلایی، لباسهایی با زری دوزی شده ببخشید.
هزاران جلودار زرین کلاه
به پیش اوفتادند یکسر براه
هوش مصنوعی: هزاران فرمانده با کلاههای طلایی به سمت او جلو آمدند و همه به یک سو حرکت کردند.
هزار اسب تازی جنیبت کشان
همه با لگام جواهر نشان
هوش مصنوعی: هزار اسب اصیل و زیبا با افسارهای پرزرق و برق به دنبال تو میآیند.
همان پرچم پارس در پیش شاه
همی میکشیدند با دستگاه
هوش مصنوعی: پرچم پارس را در مقابل شاه برپا میکردند و با شکوه و آراستگی آن را به نمایش میگذاشتند.
یکی چتر زرین گرفته بسر
ببازو جواهر بگردن گهر
هوش مصنوعی: یکی چتر طلایی بر سر دارد و جواهرات در گردنش آویخته است.
سپاه عازم جنگ با خاوران
به پیش سپه شاه روشن روان
هوش مصنوعی: ارتش آمادهی جنگ با خاور است و به جلو میرود، به خاطر رهبری شاهی با روح و روان روشن.
خبر چون بیامد سوی دشمنان
که آمد سپاهی چنان بیکران
هوش مصنوعی: وقتی خبر به دشمنان رسید، سپاهی بیحد و اندازه بهسوی آنها آمد.
سپاه سکاها و هم آریان
همه جنگ را تنگ بسته میان
هوش مصنوعی: سربازان سکا و آریایی به شدت در حال نبرد هستند و فضا را برای جنگ محدود کردهاند.
ز هر سوی بر پای شد جنگ سخت
سکاها بدیدند برگشته بخت
هوش مصنوعی: در هر سو جنگ سختی به پا شده و سکاها (قوم یا ملت خاصی) در حال مشاهده هستند که بخت و fortuna به سمت آنها برگشته است.
سرانشان به نزدیک شاه آمدند
خمیده کمر عذر خواه آمدند
هوش مصنوعی: سران قوم با کمر خمیده به نزد شاه آمدند و از او عذرخواهی کردند.
سکاها و آن شهرها سر بسر
همه شد مطیع شه دادگر
هوش مصنوعی: سکاها و شهرها همگی تحت فرمان شه عادل قرار گرفتند.