شهی که موردم تیغش اژدهائی بود
هژبر پیکر و جادوکش و نهنگ اوبار
توانم او را خواند آفتاب اگر شاید
کز آفتاب بتابد ستاره هفت و چهار
گه کشیدن بیرنگ آسمان کبود
ز تیر خامه گرفت از دو پیکران پر کار
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شهی که موردم تیغش اژدهائی بود
هژبر پیکر و جادوکش و نهنگ اوبار
هوش مصنوعی: شاهی که من در برابر او ایستادهام، دارای قدرتی است که همچون تیغی خطرناک و مرگبار میباشد. او بزرگ و قدرتمند است و همچون یک جادوگر و موجودی formidable، تواناییهای شگرفی دارد.