برگردان به زبان ساده
چو سالار دولت پی جنگ ملت
به دزدان و بی دولتان معتصم شد
هوش مصنوعی: زمانی که رهبر حکومت به جنگ علیه ملت و در مقابل دزدان و کسانی که قدرتی ندارند، مشغول شد، به پناهنده تبدیل گشت.
چنان تاخت در کین که بر اهل غیرت
قتالش همی فرض و دفعش مهم شد
هوش مصنوعی: او به قدری با شدت وارد میدان نبرد شد که حتی مبارزه با او برای افراد غیرتمند واجب و دفاع در برابرش ضروری گردید.
در قرمسین تا بن ساوه یکسر
به دزدان بیدادگر منقسم شد
هوش مصنوعی: در ناحیه قرمسین تا بن ساوه، تمامی مناطق بین دزدان ظالم تقسیم شده است.
همی خواست خامش کند نور حق را
نیارست چون کردگارش متم شد
هوش مصنوعی: او میخواست نور حقیقت را خاموش کند، اما نتوانست، چون خالقش به او توان و قدرت نداد.
بامید دوشیزه ملک لختی
فرو خفت و در خواب خوش محتلم شد
هوش مصنوعی: به امید دیدار دختر زیبایی، کمی خواب بر او چیره شد و در خواب شیرین، دچار جنبش شد.
ز بس کرد بیداد و نامردمیها
تو گفتی که داد از جهان منعدم شد
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و بیعدالتیهای زیادی که دیدی، به نظر میرسد که انصاف و عدالت از دنیا رخت بربسته است.
پی کیفرش بختیاری دلیران
به فرمان آن داور منقسم شد
هوش مصنوعی: به خاطر مجازات او، سرنوشت دلیران بختیاری به دست آن داور تقسیم شد.
میان ری و ساوه بنیاد عزمش
ز گرز دلیران ما منهدم شد
هوش مصنوعی: بین ری و ساوه، اراده و عزم او به خاطر ضربات و حملات دلیران ما نابود شد.
چو بادی که در معده ملک پیچد
اهم بود آقا در آخر اهم شد
هوش مصنوعی: زمانی که بادی در داخل یک خاک غنی به گردش درمیآید، نشانهای از وجود چیز مهمی است. در نهایت، آن چیز به اهمیت و اعتبار خاصی دست مییابد.
که هم رشته دولتش منفصل شد
که هم عروه شوکتش منفصم شد
هوش مصنوعی: دولت و قدرت او به تدریج از هم جدا شد، مانند اینکه پیوند اقتدارش نیز به طور مشابه دچار جدایی گشته است.
«امیری » بسال فرارش رقم زد
«ابوالفتح سالار چین منهزم شد»
هوش مصنوعی: امیری به نام ابوالفتح که فرماندهای در چین بود، در سالی که فرار کرد، شکست خورد.