برگردان به زبان ساده
آوخ از دور سپهر آه و افسوس و دریغ
کان مه روشن ماگشت بنهفته بمیغ
هوش مصنوعی: ای کاش از دست روزگار میشد ناله کرد و افسوس خورد، چرا که آن ماه درخشان ما زیر ابرها پنهان شده است.
گوهری روشن و پاک شد نهان در دل خاک
در هنر فرد وحید در سخن سخت و بلیغ
هوش مصنوعی: مؤثر در این دنیا مانند گوهری درخشان و پاک است که در دل زمین پنهان شده است. او در هنر و سخنوری بینظیر و کاملاً ماهر است.
تیغی از کلک زبان آخت بر خصم وطن
ای دریغا بنیام رفت آن آخته تیغ
هوش مصنوعی: زبانی تند و برنده به سمت دشمن میرود و وای بر من که پرچمدار وطن، آن تیغ برنده را از دست داده است.
چاره جز صبر نماند زانکه کس را نبود
با قضا دست ستیز از قدر پای گریغ
هوش مصنوعی: تنها راهی که باقی مانده انتظار و صبر است، زیرا هیچکس نمیتواند با مقدر و سرنوشت خود مبارزه کند.
چون امیری زغمش آگهی یافت بدرد
بهر تاریخ نگاشت «آه و صد آه دریغ »
هوش مصنوعی: زمانی که امیر از درد و غم خود آگاه شد، تصمیم گرفت که برای تاریخ، فریادهایش را بنویسد و از عمق اندوهش گفت: «آه و صد آه، چه دریغ!»