برگردان به زبان ساده
گر ژنده گشت و کهن رختم چه باک که من
بافنده هنرم جولاهه سخنم
هوش مصنوعی: اگر لباس من کهنه و پاره باشد، نگران نیستم، چون من هنرمند و بافنده این لباس هستم.
من شوخدیده نیم ز آیین رمیده نیم
پاکست دل منگر این رخت شوخکنم
هوش مصنوعی: من آدمی هستم که نظر بازی میکنم و از اصول خاصی پیروی نمیکنم. دل من خالص است، اما شاید به خاطر این ظاهر شوخی که دارم، سوالهایی دربارهام پیش بیاید.
گردون زمین من است ابر آستین من است
مه پوستین من است خورشید پیرهنم
هوش مصنوعی: این دنیا به من تعلق دارد، ابرها مانند آستین من هستند، ماه مانند پوستین من است و خورشید مانند پیراهن من.
راه خدا نهلم کزان سرشته گلم
آباد ازوست دلم آزاد ازوست تنم
هوش مصنوعی: راه خدا به من نشان بده که از آن منبع، گل زندگیام شکوفا میشود. دل من به خاطر او آزاد است و جسمم نیز به او وابسته است.
گر آسمان بدلم صد کوه بار کند
از نوک خامه خود فرهاد کوهکنم
هوش مصنوعی: اگر آسمان بر دل من صد کوه بار کند، من با نوک قلم خود مانند فرهاد، کوه را میشکافم.
از روزگار سیه خار است در جگرم
وز نام فرخ شه شهد است در دهنم
هوش مصنوعی: از زمانی که با زندگی سخت و تلخی روبرو هستم، دردهایی مانند خار در قلبم وجود دارد و نام بزرگ و نیک یک پادشاه مثل شهد شیرین در دهانم است.
گر بخت یار شود کار استوار شود
این شهد را بمزم و آن خار را بکنم
هوش مصنوعی: اگر شانس با تو همراه باشد، همه چیز محکم و ثابت میشود. این شیرینی را بچش و از این خار خلاص شوم.
هر جا که بارگهی است خورشید بارگهم
هر جا که انجمنی است سالار انجمنم
هوش مصنوعی: هر کجا که محل و جایگاهی باشد، من به آنجا میروم و درخشان میشوم؛ و هر جا که جمعی باشد، من رهبر آن جمع هستم.