برگردان به زبان ساده
شنیدهام چو سلیمان به تخت داد نشست
خرد به درگهش استاد و چشم فتنه بخفت
هوش مصنوعی: شنیدهام که هنگامی که سلیمان بر تخت سلطنت نشست، حکمت و درایت در کنار او قرار گرفت و چشمهای فتنه و آشوب بسته شد.
ز دور دید که گنجشک نر به جفت عزیز
ترانهخوان و سرود آنچنان که شاه شنفت
هوش مصنوعی: از دور مشاهده کرد که جوجهگنجشک نر به آواز و سرود جفتش که برایش عزیز است، گوش میدهد و آنقدر در نوازشهای او غرق شده که حتی شاه هم به آن گوش فرا داده است.
من این رواق سلیمان توانم از منقار
ز جای کند و به دریا فکند و خاکش رفت
هوش مصنوعی: من میتوانم این کاخ سلیمان را از جا کنده و به دریا بیندازم و خاکش را نیز منتشر کنم.
به خشم شد شه و گنجشک بینوا چون یافت
که این حدیث شهنشه شنید و زان آشفت
هوش مصنوعی: پادشاه از دست این ماجرا بسیار عصبانی شد، زیرا متوجه شد که این ماجرا به گوش شاه رسیده و به همین خاطر دچار نگرانی و آشفتگی شد.
بگفت خشم مگیر ای ملک ز لغزش من
که پیش همسر خود لافها زدم بنهفت
هوش مصنوعی: ای پادشاه، از خشم بپرهیز و از اشتباه من ناراحت نباش، زیرا من در حضور همسرم به خودم نازیدم و دروغها گفتم.
چرا که لاف زدن کیمیای مرد بود
برای آنکه کند جلوه در برابر جفت
هوش مصنوعی: چون مردانگی و اصالت واقعی نیاز به خودنمایی ندارد، برخی افراد برای جلب توجه و نمایش خود، به لاف زدن روی میآورند.
گرفته بود دل شهریار از آن گفتار
پس از شنیدن این عذر همچو گل بشکفت
هوش مصنوعی: دل شهریار از آن سخن ناراحت شده بود، اما بعد از شنیدن این عذر، همچون گل شکفت و شاد شد.
شنیدن سخن راست خشم وی بزدود
گناه او همه بخشید و عذر او پذرفت
هوش مصنوعی: شنیدن حرفهای راست و درست خشم او را از بین برد و او همه گناهان را بخشید و عذر او را پذیرفت.