برگردان به زبان ساده
ای ز قسطنطین به دارالمک ایران تاخته
صیت دانش در صف کون و مکان انداخته
هوش مصنوعی: ای کسی که از قسطنطنیه به سرزمین ایران هجوم آوردهای، نام و شهرت علم و دانش تو در تمام عالم پخش شده است.
گه چو ابر اندر بهاران خیمه بر دریا زده
گه چو سیل از کوهساران سوی صحرا تاخته
هوش مصنوعی: گاهی همانند ابرهایی که در بهار بر فراز دریا چادر زدهاند، آرام و ساکن هستم و گاهی همانند سیل که از کوهها به سمت دشت سرازیر میشود، با شدت و قدرت به جلو پیش میروم.
در گلوی حق پرستان شهد رحمت ریخته
بر سر اعدای دین شمشیر عدوان آخته
هوش مصنوعی: در دلسوزان حقپرستان، مهر و محبت جاری است، اما در برابر دشمنان دین، شمشیر ظلم و ستم بر افراشته شده است.
شاد زی در پیشگاه شهریار حق شناس
ای به درگاه شهنشه سر ز پا نشناخته
هوش مصنوعی: با انرژی و خوشحالی در حضور پادشاه حقشناس زندگی کن، ای کسی که در درگاه شاه به احترام به پا نمیایستی.
تو بشه فرمان گذاری ما ترا فرمان پذیر
تو به دولت باخته دل ما ترا دلباخته
هوش مصنوعی: تو به مقام و سلطنت رسیدی و ما از تو اطاعت میکنیم. تو با خوشی و ثروت دل ما را به خود جلب کردی و ما نیز عاشق تو شدیم.
تابشی از برق تیغت خرمن مه سوخته
جنبشی از نوک کلکت کار عالم ساخته
هوش مصنوعی: نور تیغ تو مانند برقی است که خرمن ماه را سوزانده و حرکت نوک کلک تو همه کارها را به انجام رسانده است.
آن یکی شمع کرامت در زمین افروخته
وان دگر چتر شهامت بر سپهر افراخته
هوش مصنوعی: یکی از شمعهای نورانی در زمین وجود دارد که نشان از کرامت و شخصیت بزرگ دارد، و دیگری چتری از شهامت و شجاعت بر آسمان گشوده شده است.
عنقریبستی که بینم مر ترا ز اقبال شه
ساخته کار زمین زی آسمان پرداخته
هوش مصنوعی: به زودی تو را میبینم، زیرا تقدیر و بخت تو کار زمین را از آسمان به انجام رسانده است.
تا تو از شادی چو کبکان در نشاط و خنده ای
دشمنت بادا ز غم کوکو زنان چون فاخته
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در خوشحالی و شادابی مانند کبوتران، شاد و خندان باشی، دشمن تو باید در غم به سر ببرد و مانند مرغ کوکو، به فریاد و ناله بپردازد.