برگردان به زبان ساده
گر نظر علی بمن درفکند نظاره ای
از پس مرگ بخشدم زندگی دوباره ای
هوش مصنوعی: اگر نگاهی از سوی علی به من بیفتد، نگاهی که پس از مرگ به من زندگی دوبارهای ببخشد.
پیرو دلیل عاشقان آنکه ز نور معرفت
پیر خرد بحضرتش کودک شیرخواره ای
هوش مصنوعی: به دنبال دلیل عاشقان، آن کسی که به نور معرفت، مانند کودک شیرخوارهای در محضر عقل بزرگ قرار گرفته است.
از سخنی چو انگبین کرده ز موم نرمتر
خاطر منکری که شد سخت چو سنگخاره ای
هوش مصنوعی: سخنی که مانند شهد شیرین است، از نظر من نرمتر از موم میشود، اما کسی که به آن اهمیت نمیدهد، سخت و محکم چون سنگ خارا میگردد.
ما همه کودکان او کارگر دکان او
در طلب مکان او خسته ز هر کناره ای
هوش مصنوعی: ما همه مانند کودکان او هستیم و در تلاش برای کار در فروشگاه او هستیم. در جستجوی مکان او، از هر سمتی خسته شدهایم.
ما پی دفع خواب خوش خاسته از مقام خود
او ز برای خواب ما ساخته گاهواره ای
هوش مصنوعی: ما برای دور کردن خواب خوش از جایگاه خود، او برای خواب ما گاهوارهای درست کرده است.
بستر و خوابگا همان نیست در آستان او
جز دل شرحه شرحه ای یا تن پاره پاره ای
هوش مصنوعی: در نزد او، بستر و خوابگاه هیچ ارزشی ندارد، بلکه تنها دلها شکسته و یا جسمها آسیبدیده وجود دارد.
زاهد جرعه نوش اگر مست شد از عصیر می
صوفی خرقه پوش اگر چرخ زد از عصاره ای
هوش مصنوعی: اگر زاهدی که همیشه تنها یک جرعه مینوشد، زمانی مست شود و صوفی که همواره در لباس خود میچرخد، اگر از عصاره می مست شود، نشاندهنده این است که راه حق و حقیقت میتواند همگان را تحت تأثیر قرار دهد، حتی کسانی که به نظر میرسد در مسیر خود ثابت قدم هستند.
مامی و کو کنار را کرده فدای یک نظر
بی مدد پیاده ای یا نفس سواره ای
هوش مصنوعی: با تمام وجودم و همه چیزهایی که دارم، حاضر شدم تا به خاطر یک نگاه تو فدای راهی شوم. آیا تو با کمک و قدرت خودت به مقصد میرسی یا فقط به نیروی نفس و وجودت اکتفا کردی؟
جز نظر علی در این بستر آفت و مرض
پیکر دردمند را نیست علاج و چاره ای
هوش مصنوعی: تنها نگاه علی است که میتواند به بدن بیمار و دردمند کمک کند و برای آن درمانی بیابد؛ در غیر این صورت هیچ راهی برای رفع آفت و بیماری وجود ندارد.
ای نظر علی دلم در ره انتظار تو
هست پی فدا شدن منتظر اشاره ای
هوش مصنوعی: عشق من به تو آنقدر عمیق است که دلم در انتظار دیدار تو میتپد و حاضرم فدای جانی شوم که به خاطر تو انتظار میکشم. فقط یک اشاره از تو کافی است.
جسم من از عنایتت دوخته سبز جامه ای
گوش من از حکایتت ساخته گوشواره ای
هوش مصنوعی: بدن من به لطف تو، مانند لباسی سبز دوخته شده است و گوشم از داستانهای تو به شکل گوشوارهای ساخته شده است.
ناله شوق سر کنم دیده ز اشک تر کنم
سبحه ات از گهر کنم تا کنی استخاره ای
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از شوق و عشق خود میگوید و اینکه میخواهد نالهای برآورد، چشمانش را با اشک پر کند و تسبیحش را با جواهرات بسازد. او از معشوق میخواهد که برایش استخارهای کند تا راه درست را پیدا کند.
سنگ من از تو زر شود لنگ چو مسرعان دود
اشتر مست می رود بر زبر مناره ای
هوش مصنوعی: سنگ من از تو تبدیل به طلا میشود، مانند این که در حرکت سریعش، دود شتر مست بر فراز منارهای میچرخد.
سینه تو ز نور حق روشن و با فروغ شد
چون ز شراب لعلگون مغز شرابخواره ای
هوش مصنوعی: وجود تو با نور حقیقت پرنور و درخشان شده است، مانند شرابی که درون جام قرمز رنگش موج میزند و مستی به وجود میآورد.
قلب مسیح خرم است از برکات مریمی
بزم خلیل روشن است از حرکات ساره ای
هوش مصنوعی: قلب مسیح به خاطر برکات مریم شاداب است و مهمانی ابراهیم به خاطر فعالیتهای ساره روشن و زنده است.
خیز ز نور هفت تن باش چراغ انجمن
ای پی الصلا بزن نعرة البشاره ای
هوش مصنوعی: برخیز و مانند چراغی در میان جمع باش، ای کسی که به نداها پاسخ میدهی؛ فریاد خوشحالی و بشارت سر بده.
چار فرشته را بخوان تا که بگسترند خوان
کامده بهر استخوان کرکس و لاشخواره ای
هوش مصنوعی: چهار فرشته را فراخوان تا برای خوشنودی و پذیرایی از هر چیزی که مناسب است، سفرهای بگسترند برای تغذیه لاشخورها و گوشت خوارها.
هفت تنان و هفتخوان چار دهند در شمر
زانکه به از چهارده نیست دگر شماره ای
هوش مصنوعی: هفت انسان بزرگ و هفت مرحله دشوار وجود دارد که باید گذار کرد. پس از این مراحل، دیگر شمارهگذاری به غیر از چهارده عدد نیست.
هر که بدید در فلک شمع مه چهارده
کی بنظر خوش آیدش روشنی ستاره ای
هوش مصنوعی: هر کسی که شمع ماه چهارده را در آسمان ببیند، برایش نور یک ستاره هم زیبا و خوشنما خواهد بود.
پیش در مغار تو جامه خصم شد گرو
خفته پلنگ تیز دو در بن هر مغاره ای
هوش مصنوعی: در کنار غار تو، لباس دشمن به گرو گذاشته شده است و پلنگ تیزپا در ورودی هر غاری خوابیده است.
نایب و جانشین حق تازه نماید این ورق
برده ز انبیا سبق رانده بدشت باره ای
هوش مصنوعی: حقایق و معارف جدیدی که بر روی این ورق نوشته شده است، جانشینی و نمایندگی از حق را نشان میدهد. این مطالب به قدری بزرگ و مهم هستند که حتی از پیامبران نیز پیشی گرفته و در دشت زیبای معارف الهی قرار دارند.
ساقی رو گشاده ای مست ز جام باده ای
شاهی و شاهزاده ای ماهی و ماهپاره ای
هوش مصنوعی: ای ساقی، تو زیبایی که مستی و نوشیدن در دستان توست. تو خود پادشاه و شاهزادهای چون ماه و تکهای از نور ماه هستی.
بحر خجل ز موج او، چرخ کمینه اوج او
ساخته نیست فوج او، از صده و هزاره ای
هوش مصنوعی: دریا از حرکت او شرمنده است، زیرا در آسمان، درخشش او نمیتواند به اندازه اوج بلند او باشد و جمعیت او از صدها و هزاران نفر فراتر رفته است.
شه چو باصفهان رود، دجال از جهان رود
تا که ز شهشهان رود جنگ به جوی باره ای
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه به اصفهان برود، فتنهگری از جهان میرود، تا اینکه از پادشاهان، جنگ به رودخانهای میرسد.
نوبت سرمدی زند، طبل محمدی زند
نغمه داودی زند، با دهل و نقاره ای
هوش مصنوعی: زمانی که سرمدی (دائمی) فرا میرسد، نوای پیامبر محمد (ص) طنینانداز میشود و نغمههای داوود (علیهالسلام) نیز با سازهایی مانند دهل و نقاره به گوش میرسد.
غیر شهاب و بوالوفامیر و حبیب و مصطفی
نیست بصفه صفا انجمن و اداره ای
هوش مصنوعی: در کنار چهرههای درخشان و افراد برجستهای مانند شهاب، بوالوفامیر، حبیب و مصطفی، هیچکس دیگری در جمعی از صفا و محبت وجود ندارد.
ای تن خسته حزین از برکات یوم دین
مالک خاتم و نگین صاحب طوق و پاره ای
هوش مصنوعی: ای بدن خسته و غمگین، تو از نعمتهای روز قیامت بهرهمند هستی، که مالک آن روز کسی است که خاتم و نگین را دارد و دارای نشان و ویژگیهای خاص است.
تو ز هنر صحیفه هم بخرد خلیفهای
پیر بنیحنیفهای میر بنیفرارهای
هوش مصنوعی: تو از مهارت و هنر خود به جایگاه و مقام رسیدی، همانطور که خلیفهای پیر از نسل بنیحنیفه و همچنین رهبری از نسل بنیفراره.
زیر لوای حیدری همسفر حذیفه ای
پیش بساط جعفری همقدم زراره ای
هوش مصنوعی: زیر سایه حیدر، حذیفه همسفر است و در کنار او زراره نیز وجود دارد.
نزد خلیفه جوان منتصر الخلافه ای
پای سریر خسروان منتظر الصداره ای
هوش مصنوعی: در نزد خلیفه جوان، منتظر خلافت، کسی با پشتیوانهای قرار دارد که در انتظار مقام و نشانه بزرگی است.
هست رخ تو چون زری سینه تنور اخگری
اشک تو عقد گوهری چشم تو چون فواره ای
هوش مصنوعی: چهره تو مانند تکهای طلای زرد است و سینهات مانند تنوری داغ از اشکهای تو پر شده است. چشمهای تو مانند فوارهای از زیبایی میجوشند.
باش بفکر بستگی تا برهی ز خستگی
کی رسدت شکستگی گر تو درستکاره ای
هوش مصنوعی: به فکر وابستگی و چسبیدن به کارها باش تا از خستگی رها شوی. چه زمانی به شکست میرسی اگر که به درستی عمل کنی؟
آور گاو خویش را ماله و گاو و خیش را
بین پس کار و پیش را گر ز پی بهاره ای
هوش مصنوعی: گاو خود را بیاور و وسایل کار کشاورزیات را ببین. اگر میخواهی برای بهار آماده باشی، باید زودتر برای کارهای خود برنامهریزی کنی.
گفتمت این غزل از آن بحر که گفته مولوی
یاور من تویی بکن بهر خدای چارهای
هوش مصنوعی: به تو گفتم این شعر از آن دریای معارف و حکمتهای مولوی است، حالا تو برای رضای خدا چارهای بیندیش.