برگردان به زبان ساده
باشد دوشنبه موعد دیدار آن پری
میدان جان فشانی و بازار دلبری
هوش مصنوعی: در روز دوشنبه، زمانی برای دیدار آن معشوقهست که جان فشانی و نمایش عشق در آنجا رواج دارد.
دلال عشق و یار خداوند مالدار
بوسه متاع و هوش ثمن روح مشتری
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق به یکدیگر وابستهاند و خداوند نیز در این وسط به آنها برکت و نعمت میدهد. این عشق مانند کالایی ارزشمند است که با بوسهها و هوش و ذکاوت روح هر فرد، خرید و فروش میشود.
روزی است بس مبارک و فرخنده آنچنان
کانروز را سزد که تو از عمر نشمری
هوش مصنوعی: روز بسیار خوش و خرم و نیکویی است، به گونهای که آن روز شایسته است که تو عمرت را به شمارش نیآوری.
باد صبا براه عروسان نوبهار
وز سبزه گسترد بزمین فرش عبقری
هوش مصنوعی: باد صبا به سمت عروسان بهاری میوزد و سبزهها را بهعنوان فرش خوشبو بر زمین گسترده است.
تا هفته دگر که ببینیم دو هفته بدر
صد سال عمر باید و صد سال صابری
هوش مصنوعی: تا هفتهی دیگر که همدیگر را ببینیم، باید دو هفته را در نظر بگیریم که برابر با صد سال عمر و صد سال صبر است.
جویم بیاد زلف و رخش در کنار باغ
بوی بنفشه تر و روی گل طری
هوش مصنوعی: میخواهم در یاد زلف و چهرهات که در کنار باغ است، بوی بنفشه و چهره گل طری را جستجو کنم.
بینم قد صنوبر و بر یاد قامتش
خون آیدم بدیده ز قلب صنوبری
هوش مصنوعی: من قد بلند و باریک او را میبینم و به یاد قامتش اشک از چشمانم میریزد و دلم به حالت درختی میتپد.
شعری نگاشت پاسخ شعر من آن نگار
مانند رشته گهر از گفته دری
هوش مصنوعی: شعری نوشت و به شعر من پاسخ داد، آن معشوقه مانند رشتهای از مرواریدها بود که از گفتههایم بیرون آمده بود.
شیری چو آب خفته که هر نکته از او
از رومی به تخت و به تاج سکندری
هوش مصنوعی: شیر آرامی مانند آب، که هر چیزی که از آن برآید، به شکوه و عظمت رومیان و سکندر اشاره دارد.
بر خاک عنصری اگر این گفته روی
احسنت و آفرین رسد از خاک عنصری
هوش مصنوعی: اگر بر خاکی که از عناصر طبیعی تشکیل شده است، این سخن با تحسین و شگفتی بیان شود، نشانهی ارزش و زیبایی آن خاک است.
خوبان به غمزه سحر توانند و یار من
از شعر تازه نیز کند ساز ساحری
هوش مصنوعی: زیبارویان با ناز و کرشمهای دلانگیز میتوانند جادو کنند، و یار من با شعر جدیدش نیز مثل یک ساحر جادوگری میکند.
جانم فدای خامه و قربان نامه ات
کاندر بیان حریری و اندر سخن حری
هوش مصنوعی: جانم تقدیم قلم تو میشود و به خاطر نوشتههای زیبایت قربانی میشوم، زیرا در بیان تو نرمی و لطافتی وجود دارد که در کلام هیچ دیگری نمیتوان یافت.
لاف از سخنوری نتواند کسی دگر
آنجا که داد کلک تو داد سخنوری
هوش مصنوعی: کسی در جایی که تو با مهارت سخن میگویی، نمیتواند ادعای بلاغت کند.
چون شد گدای کویت امیری به افتخار
درویشی اختیار کند بر توانگری
هوش مصنوعی: زمانی که من گدای کوی تو شدم، حتی امیران نیز به افتخار درویشی روی میآورند، بر توانگری و ثروت ترجیح میدهند.